디완에 샴스 가잘 927 베이트 5 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۹۲۷

  1. اگر چه مست بود گل خراب نیست چو من که راز نرگس مخمور با شما گوید

G927:5

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 به باغ بلبل از این پس حدیث ما گوید·حدیث خوبی آن یار دلربا گوید
  2. 2 چو باد در سر بید افتد و شود رقصان·خدای داند کو با هوا چه‌ها گوید
  3. 3 چنار فهم کند اندکی ز سوز چمن·دو دست پهن برآرد خوش و دعا گوید
  4. 4 بپرسم از گل کان حسن از که دزدیدی·ز شرم سست بخندد ولی کجا گوید
  5. 5 اگر چه مست بود گل خراب نیست چو من·که راز نرگس مخمور با شما گوید
  6. 6 چو رازها طلبی در میان مستان رو·که راز را سر سرمست بی‌حیا گوید
  7. 7 که باده دختر کرمست و خاندان کرم·دهان کیسه گشادست و از سخا گوید
  8. 8 خصوص باده عرشی ز ذوالجلال کریم·سخاوت و کرم آن مگر خدا گوید
  9. 9 ز شیردانه عارف بجوشد آن شیره·ز قعر خم تن او تو را صلا گوید
  10. 10 چو سینه شیر دهد شیره هم تواند داد·ز سینه چشمه جاریش ماجرا گوید
  11. 11 چو مستتر شود آن روح خرقه باز شود·کلاه و سر بنهد ترک این قبا گوید
  12. 12 چو خون عقل خورد باده لاابالی وار·دهان گشاید و اسرار کبریا گوید
  13. 13 خموش باش که کس باورت نخواهد کرد·که مس بد نخورد آنچ کیمیا گوید
  14. 14 خبر ببر سوی تبریز مفخر آفاق·مگر که مدح تو را شمس دین ما گوید

ganjoor: sh927 · public domain