디완에 샴스 가잘 94 베이트 8 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۹۴

  1. که در باغ و گلستان ز کر و فر مستان چه نورست و چه شورست چه سوداست خدایا

G94:8

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا·چه نغزست و چه خوبست و چه زیباست خدایا
  2. 2 از آن آب حیاتست که ما چرخ زنانیم·نه از کف و نه از نای نه دف‌هاست خدایا
  3. 3 یقین گشت که آن شاه در این عرس نهانست·که اسباب شکرریز مهیاست خدایا
  4. 4 به هر مغز و دماغی که درافتاد خیالش·چه مغزست و چه نغزست چه بیناست خدایا
  5. 5 تن ار کرد فغانی ز غم سود و زیانی·ز تست آنک دمیدن نه ز سرناست خدایا
  6. 6 نی تن را همه سوراخ چنان کرد کف تو·که شب و روز در این ناله و غوغاست خدایا
  7. 7 نی بیچاره چه داند که ره پرده چه باشد·دم ناییست که بیننده و داناست خدایا
  8. 8 که در باغ و گلستان ز کر و فر مستان·چه نورست و چه شورست چه سوداست خدایا
  9. 9 ز تیه خوش موسی و ز مایده عیسی·چه لوتست و چه قوتست و چه حلواست خدایا
  10. 10 از این لوت و زین قوت چه مستیم و چه مبهوت·که از دخل زمین نیست ز بالاست خدایا
  11. 11 ز عکس رخ آن یار در این گلشن و گلزار·به هر سو مه و خورشید و ثریاست خدایا
  12. 12 چو سیلیم و چو جوییم همه سوی تو پوییم·که منزلگه هر سیل به دریاست خدایا
  13. 13 بسی خوردم سوگند که خاموش کنم لیک·مگر هر در دریای تو گویاست خدایا
  14. 14 خمش ای دل که تو مستی مبادا به جهانی·نگهش دار ز آفت که برجاست خدایا
  15. 15 ز شمس الحق تبریز دل و جان و دو دیده·سراسیمه و آشفته سوداست خدایا

ganjoor: sh94 · public domain