디완에 샴스 가잘 958 베이트 5 ← 이전 · 다음 →

디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۹۵۸

  1. هزار بره و گرگ از چه روی هم علفند به جان چو هیبت و بانگ شبان نمی‌آید

G958:5

당신의 언어

아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:

이 베이트에 대한 해설

아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:

가잘 전체 ↗

  1. 1 کدام لب که از او بوی جان نمی‌آید·کدام دل که در او آن نشان نمی‌آید
  2. 2 مثال اشتر هر ذره‌ای چه می‌خاید·اگر نواله از آن شهره خوان نمی‌آید
  3. 3 سگان طمع چپ و راست از چه می‌پویند·چو بوی قلیه از آن دیگدان نمی‌آید
  4. 4 چراست پنجه شیران چو برگ گل لرزان·اگر ز غیب به دل‌ها سنان نمی‌آید
  5. 5 هزار بره و گرگ از چه روی هم علفند·به جان چو هیبت و بانگ شبان نمی‌آید
  6. 6 برون گوش دو صد نعره جان همی‌شنود·تو هوش دار چنین گر چنان نمی‌آید
  7. 7 در این جهان کهن جان نو چرا روید·چو هر دمی مددی زان جهان نمی‌آید
  8. 8 به دست خویش تو در چشم می‌فشانی خاک·نه آن که صورت نو نو عیان نمی‌آید
  9. 9 شکسته قرن نگر صد هزار ذوالقرنین·قرین بسیست که صاحب قران نمی‌آید
  10. 10 دهان و دست به آب وفا کی می‌شوید·که دم دمش می جان در دهان نمی‌آید
  11. 11 دو سه قدم به سوی باغ عشق کس ننهاد·که صد سلامش از آن باغبان نمی‌آید
  12. 12 ورای عشق هزاران هزار ایوان هست·ز عزت و عظمت در گمان نمی‌آید
  13. 13 به هر دمی ز درونت ستاره‌ای تابد·که هین مگو کاثری ز آسمان نمی‌آید
  14. 14 دهان ببند و دهان آفرین کند شرحش·به صورتی که تو را در زبان نمی‌آید

ganjoor: sh958 · public domain