디완에 샴스› 가잘 996› 베이트 8 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۹۹۶
- در سفر افتند به هم ای عزیز مرغزی و رازی و رومی و کرد
G996:8
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 گفت کسی خواجه سنایی بمرد·مرگ چنین خواجه نه کاریست خرد
- 2 کاه نبود او که به بادی پرید·آب نبود او که به سرما فسرد
- 3 شانه نبود او که به مویی شکست·دانه نبود او که زمینش فشرد
- 4 گنج زری بود در این خاکدان·کو دو جهان را بجوی میشمرد
- 5 قالب خاکی سوی خاکی فکند·جان خرد سوی سماوات برد
- 6 جان دوم را که ندانند خلق·مغلطه گوییم به جانان سپرد
- 7 صاف درآمیخت به دردی می·بر سر خم رفت جدا شد ز درد
- 8 در سفر افتند به هم ای عزیز·مرغزی و رازی و رومی و کرد
- 9 خانه خود بازرود هر یکی·اطلس کی باشد همتای برد
- 10 خامش کن چون نقط ایرا ملک·نام تو از دفتر گفتن سترد
ganjoor: sh996 · public domain