بخش ۱۲۰ - تسلیم کردن مرد خود را به آنچ التماس زن بود از طلب معیشت و آن اعتراضِ زن را اشارات حق دانستن. به نزد عقلِ هر داننده ای هست، که با گردنده گرداننده ای هست
남편이 아내의 생계 요구에 자신을 맡기고, 아내의 반대를 신의 계시로 여김. 모든 현명한 이의 이성에는 움직이는 자와 함께 움직이게 하는 자가 있도다
- M1:2445 مرد زان گفتن پیشمان شد چنانکز عوانی ساعت مردن عوان
- M1:2446 گفت خصم جانِ جان چون آمدمبر سر جان من لگدها چون زدم
- M1:2447 چون قضا آید فرو پوشد بصرتا نداند عقل ما پا را ز سر
- M1:2448 چون قضا بگذشت خود را میخوردپرده بدریده گریبان میدرد
- M1:2449 مرد گفت ای زن پیشمان میشومگر بدم کافر مسلمان میشوم
- M1:2450 من گنهکار توم رحمی بکنبر مکن یکبارگیم از بیخ و بن
- M1:2451 کافر پیر ار پشیمان میشودچونک عذر آرد مسلمان میشود
- M1:2452 حضرت پر رحمتست و پر کرمعاشق او هم وجود و هم عدم
- M1:2453 کفر و ایمان عاشق آن کبریامس و نقره بندهٔ آن کیمیا