읽기 권 2 장 5 ← 이전 · 다음 →

بخش ۵ - اندرز کردن صوفی خادم را در تیمار داشت بهیمه و لا حول خادم

수피가 하인에게 짐승을 돌보라고 충고하고, 하인이 ‘라 하울’(신 외에는 힘도 권능도 없다)이라고 말함

  1. M2:156 صوفیی می‌گشت در دور افقتا شبی در خانقاهی شد قنق
  2. M2:157 یک بهیمه داشت در آخُر ببستاو به صدر صفه با یاران نشست
  3. M2:158 پس مراقب گشت با یاران خویشدفتری باشد حضور یار پیش
  4. M2:159 دفتر صوفی سواد حرف نیستجز دل اسپیدِ همچون برف نیست
  5. M2:160 زاد دانشمند آثار قلمزاد صوفی چیست آثار قَدَم
  6. M2:161 همچو صیادی سوی اشکار شدگام آهو دید و بر آثار شد
  7. M2:162 چندگاهش گام آهو در خورستبعد از آن خود ناف آهو رهبرست
  8. M2:163 چونک شکر گام کرد و ره بریدلاجرم زان گام در کامی رسید
  9. M2:164 رفتن یک منزلی بر بوی نافبهتر از صد منزلِ گام و طواف
  10. M2:165 آن دلی کو مطلع مهتاب‌هاستبهر عارف فتحت ابواب‌هاست
  11. M2:166 با تو دیوارست و با ایشان درستبا تو سنگ و با عزیزان گوهرست
  12. M2:167 آنچ تو در آینه بینی عیانپیر اندر خشت بیند بیش از آن
  13. M2:168 پیر ایشانند کین عالم نبودجان ایشان بود در دریای جود
  14. M2:169 پیش ازین تن عمرها بگذاشتندپیشتر از کشت بر برداشتند
  15. M2:170 پیشتر از نقش جان پذرفته‌اندپیشتر از بحر درها سفته‌اند