بخش ۷۸ - فریفتن منافقان پیغامبر را علیه السلام تا به مسجد ضرارش برند
위선자들이 예언자(그에게 평화가 있기를)를 속여 다라르 모스크로 데려가려 하다
- M2:2853 بر رسول حق فسونها خواندندرخش دستان و حیل میراندند
- M2:2854 آن رسول مهربان رحمکیشجز تبسم جز بلی ناورد پیش
- M2:2855 شکرهای آن جماعت یاد کرددر اجابت قاصدان را شاد کرد
- M2:2856 مینمود آن مکر ایشان پیش اویک به یک زان سان که اندر شیر مو
- M2:2857 موی را نادیده میکرد آن لطیفشیر را شاباش میگفت آن ظریف
- M2:2858 صد هزاران موی مکر و دمدمهچشم خوابانید آن دم زان همه
- M2:2859 راست میفرمود آن بحر کرمبر شما من از شما مشفقترم
- M2:2860 من نشسته بر کنار آتشیبا فروغ و شعلهٔ بس ناخوشی
- M2:2861 همچو پروانه شما آن سو دوانهر دو دست من شده پروانهران
- M2:2862 چون بر آن شد تا روان گردد رسولغیرت حق بانگ زد مشنو ز غول
- M2:2863 کاین خبیثان مکر و حیلت کردهاندجمله مقلوبست آنچ آوردهاند
- M2:2864 قصد ایشان جز سیهرویی نبودخیر دین کی جست ترسا و جهود
- M2:2865 مسجدی بر جسر دوزخ ساختندبا خدا نرد دغاها باختند
- M2:2866 قصدشان تفریق اصحاب رسولفضل حق را کی شناسد هر فضول
- M2:2867 تا جهودی را ز شام اینجا کشندکه به وعظ او جهودان سرخوشند
- M2:2868 گفت پیغامبر که آری لیک مابر سر راهیم و بر عزم غزا
- M2:2869 زین سفر چون باز گردم آنگهانسوی آن مسجد روان گردم روان
- M2:2870 دفعشان گفت و به سوی غزو تاختبا دغایان از دغا نردی بباخت
- M2:2871 چون بیامد از غزا باز آمدندچنگ اندر وعدهٔ ماضی زدند
- M2:2872 گفت حقش ای پیمبر فاش گوعذر را ور جنگ باشد باش گو
- M2:2873 گفتشان بس بد درون و دشمنیدتا نگویم رازهاتان تن زنید
- M2:2874 چون نشانی چند از اسرارشاندر بیان آورد بد شد کارشان
- M2:2875 قاصدان زو باز گشتند آن زمانحاش لله حاش لله دمزنان
- M2:2876 هر منافق مصحفی زیر بغلسوی پیغامبر بیاورد از دغل
- M2:2877 بهر سوگندان که ایمان جنتیستزانک سوگند آن کژان را سنتیست
- M2:2878 چون ندارد مرد کژ در دین وفاهر زمانی بشکند سوگند را
- M2:2879 راستان را حاجت سوگند نیستزانک ایشان را دو چشم روشنیست
- M2:2880 نقض میثاق و عهود از احمقیستحفظ ایمان و وفا کار تقیست
- M2:2881 گفت پیغامبر که سوگند شماراست گیرم یا که سوگند خدا
- M2:2882 باز سوگندی دگر خوردند قوممصحف اندر دست و بر لب مهر صوم
- M2:2883 که به حق این کلام پاک راستکان بنای مسجد از بهر خداست
- M2:2884 اندر آنجا هیچ حیله و مکر نیستاندر آنجا ذکر و صدق و یاربیست
- M2:2885 گفت پیغامبر که آواز خدامیرسد در گوش من همچون صدا
- M2:2886 مهر بر گوش شما بنهاد حقتا به آواز خدا نارد سبق
- M2:2887 نک صریح آواز حق میآیدمهمچو صاف از درد میپالایدم
- M2:2888 همچنانکه موسی از سوی درختبانگ حق بشنید کای مسعودبخت
- M2:2889 از درخت انی انا الله میشنیدبا کلام انوار میآمد پدید
- M2:2890 چون ز نور وحی در میماندندباز نو سوگندها میخواندند
- M2:2891 چون خدا سوگند را خواند سپرکی نهد اسپر ز کف پیگارگر
- M2:2892 باز پیغامبر به تکذیب صریحقد کذبتم گفت با ایشان فصیح