بخش ۹۰ - ترسیدن کودک از آن شخص صاحب جثه و گفتن آن شخص کی ای کودک مترس کی من نامردم
아이가 거대한 체구의 사람을 두려워하고 그 사람이 "아이여, 두려워하지 마라, 나는 인간이 아니다"라고 말하다
- M2:3160 کنگ زفتی کودکی را یافت فردزرد شد کودک ز بیم قصد مرد
- M2:3161 گفت ایمن باش ای زیبای منکه تو خواهی بود بر بالای من
- M2:3162 من اگر هولم مخنث دان مراهمچو اشتر بر نشین میران مرا
- M2:3163 صورت مردان و معنی این چنیناز برون آدم درون دیو لعین
- M2:3164 آن دهل را مانی ای زفت چو عادکه برو آن شاخ را میکوفت باد
- M2:3165 روبهی اشکار خود را باد دادبهر طبلی همچو خیک پر ز باد
- M2:3166 چون ندید اندر دهل او فربهیگفت خوکی به ازین خیک تهی
- M2:3167 روبهان ترسند ز آواز دهلعاقلش چندان زند که لا تقل