بخش ۷۲ - مضطرب شدن فقیر نذر کرده بهکندن امرود از درخت و گوشمال حق رسیدن بی مهلت
맹세한 가난한 사람이 나무에서 배를 따는 것에 불안해하고, 하나님께서 지체 없이 벌을 내리시다
- M3:1672 پنج روز آن باد امرودی نریختز آتش جوعش صبوری میگریخت
- M3:1673 بر سر شاخی مرودی چند دیدباز صبری کرد و خود را وا کشید
- M3:1674 باد آمد شاخ را سر زیر کردطبع را بر خوردن آن چیر کرد
- M3:1675 جوع و ضعف و قوت جذب و قضاکرد زاهد را ز نذرش بیوفا
- M3:1676 چونک از امرودبن میوه سکستگشت اندر نذر و عهد خویش سست
- M3:1677 هم در آن دم گوشمال حق رسیدچشم او بگشاد و گوش او کشید