بخش ۸۱ - صبرکردن لقمان چون دید کی داود حلقهها میساخت از سوال کردن با این نیت کی صبر از سوال موجب فرج باشد
루크만이 다윗이 고리들을 만드는 것을 보고 질문하지 않고 기다린 것은, 질문하지 않는 인내가 구원을 가져온다는 생각에서였다
- M3:1842 رفت لقمان سوی داود صفادید کو میکرد ز آهن حلقهها
- M3:1843 جمله را با همدگر در میفکندز آهن پولاد آن شاه بلند
- M3:1844 صنعت زراد او کم دیده بوددرعجب میماند وسواسش فزود
- M3:1845 کین چه شاید بود وا پرسم ازوکه چه میسازی ز حلقه تو بتو
- M3:1846 باز با خود گفت صبر اولیترستصبر تا مقصود زوتر رهبرست
- M3:1847 چون نپرسی زودتر کشفت شودمرغ صبر از جمله پرانتر بود
- M3:1848 ور بپرسی دیرتر حاصل شودسهل از بی صبریت مشکل شود
- M3:1849 چونک لقمان تن بزد هم در زمانشد تمام از صنعت داود آن
- M3:1850 پس زره سازید و در پوشید اوپیش لقمان کریم صبرخو
- M3:1851 گفت این نیکو لباسست ای فتیدر مصاف و جنگ دفع زخم را
- M3:1852 گفت لقمان صبر هم نیکو دمیستکه پناه و دافع هر جا غمیست
- M3:1853 صبر را با حق قرین کرد ای فلانآخر والعصر را آگه بخوان
- M3:1854 صد هزاران کیمیا حق آفریدکیمیایی همچو صبر آدم ندید