بخش ۳۶ - در آمدن مصطفی علیهالسلام از بهر عیادت هلال در ستورگاه آن امیر و نواختن مصطفی هلال را رضی الله عنه
무스타파께서 히랄을 병문안하기 위해 그 군주의 마구간에 들어가시고, 무스타파께서 히랄(그에게 하나님이 만족하시기를)을 위로하시다.
- M6:1172 رفت پیغامبر به رغبت بهر اواندر آخر وآمد اندر جست و جو ❋
- M6:1173 بود آخر مظلم و زشت و پلیدوین همه برخاست چون الفت رسید ❋
- M6:1174 بوی پیغامبر ببرد آن شیر نرهمچنانک بوی یوسف را پدر ❋
- M6:1175 موجب ایمان نباشد معجزاتبوی جنسیت کند جذب صفات
- M6:1176 معجزات از بهر قهر دشمنستبوی جنسیت پی دل بردنست ❋
- M6:1177 قهر گردد دشمن اما دوست نیدوست کی گردد ببسته گردنی ❋
- M6:1178 اندر آمد او ز خواب از بوی اوگفت سرگیندان درون زین گونه بو؟
- M6:1179 از میان پای استوران بدیددامن پاک رسول بیندید ❋
- M6:1180 پس ز کنج آخُر آمد غژغژانروی بر پایش نهاد آن پهلوان ❋
- M6:1181 پس پیمبر روی بر رویش نهادبر سر و بر چشم و رویش بوسه داد ❋
- M6:1182 گفت یا ربا چه پنهان گوهریای غریب عرش چونی خوشتری
- M6:1183 گفت چون باشد خود آن شوریدهخوابکه در آید در دهانش آفتاب؟ ❋
- M6:1184 چون بوَد آن تشنهای کو گل چرد؟آب بر سر بنهدش خوش میبرد ❋