읽기 권 6 장 71 ← 이전 · 다음 →

بخش ۷۱ - پرسیدن آن وارد از حرم شیخ کی شیخ کجاست کجا جوییم و جواب نافرجام گفتن حرم

그 방문자가 셰이크의 안뜰에서 “셰이크가 어디에 계신가요? 어디에서 찾아야 하나요?”라고 묻고, 아내가 그에게 무익한 대답을 함

  1. M6:2055 اشکش از دیده بجست و گفت اوبا همه آن شاه شیرین‌نام کو
  2. M6:2056 گفت آن سالوس زراق تهیدام گولان و کمند گمرهی
  3. M6:2057 صد هزاران خام ریشان هم‌چو تواوفتاده از وی اندر صد عتو
  4. M6:2058 گر نبینیش و سلامت وا رویخیر تو باشد نگردی زو غوی
  5. M6:2059 لاف‌کیشی کاسه‌لیسی طبل‌خواربانگ طبلش رفته اطراف دیار
  6. M6:2060 سبطی‌اند این قوم و گوساله‌پرستدر چنین گاوی چه می‌مالند دست
  7. M6:2061 جیفة اللیلست و بطال النهارهر که او شد غرهٔ این طبل‌خوار
  8. M6:2062 هشته‌اند این قوم صد علم و کمالمکر و تزویری گرفته کینست حال
  9. M6:2063 آل موسی کو دریغا تاکنونعابدان عجل را ریزند خون
  10. M6:2064 شرع و تقوی را فکنده سوی پشتکو عمر کو امر معروفی درشت
  11. M6:2065 کین اباحت زین جماعت فاش شدرخصت هر مفسد قلاش شد
  12. M6:2066 کو ره پیغامبری و اصحاب اوکو نماز و سبحه و آداب او