Divan-e Shams Ghazel 927 ← vorige · volgende →

Divan-e Shams · G927 · 14 verzen

غزل شمارهٔ ۹۲۷

Open een couplet voor zijn eigen pagina — weergave, toelichting, moeilijke woorden.

  1. G927:1 به باغ بلبل از این پس حدیث ما گویدحدیث خوبی آن یار دلربا گوید
  2. G927:2 چو باد در سر بید افتد و شود رقصانخدای داند کو با هوا چه‌ها گوید
  3. G927:3 چنار فهم کند اندکی ز سوز چمندو دست پهن برآرد خوش و دعا گوید
  4. G927:4 بپرسم از گل کان حسن از که دزدیدیز شرم سست بخندد ولی کجا گوید
  5. G927:5 اگر چه مست بود گل خراب نیست چو منکه راز نرگس مخمور با شما گوید
  6. G927:6 چو رازها طلبی در میان مستان روکه راز را سر سرمست بی‌حیا گوید
  7. G927:7 که باده دختر کرمست و خاندان کرمدهان کیسه گشادست و از سخا گوید
  8. G927:8 خصوص باده عرشی ز ذوالجلال کریمسخاوت و کرم آن مگر خدا گوید
  9. G927:9 ز شیردانه عارف بجوشد آن شیرهز قعر خم تن او تو را صلا گوید
  10. G927:10 چو سینه شیر دهد شیره هم تواند دادز سینه چشمه جاریش ماجرا گوید
  11. G927:11 چو مستتر شود آن روح خرقه باز شودکلاه و سر بنهد ترک این قبا گوید
  12. G927:12 چو خون عقل خورد باده لاابالی واردهان گشاید و اسرار کبریا گوید
  13. G927:13 خموش باش که کس باورت نخواهد کردکه مس بد نخورد آنچ کیمیا گوید
  14. G927:14 خبر ببر سوی تبریز مفخر آفاقمگر که مدح تو را شمس دین ما گوید

ganjoor: sh927 · public domain