لوستل› دفتر ۱› ښکار ته د خرگوش لخوا زېری وړل چې زمری په څاه کې ولوید› بيت ۱۳۵۲
M1:1352 — جانهای بسته اندر آب و گِل / چون رهند از آب و گِلها شاددل
M1:1352
مانا · به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI
این بیت، شادی خرگوش از رهایی از چنگال شیر را به شادی روح انسان پس از رهایی از زندان جسم و تعلقات مادی تشبیه میکند.
مولانا در ابیات قبل، رهایی خرگوش از چنگال شیر را توصیف میکند و شادی او را به شادی شاخ و برگ درختی تشبیه میکند که از اسارت خاک رها شده و در هوا میرقصند. این تصویر زمینه را برای یک جهش معنوی فراهم میکند.
در این بیت، مولانا از داستان فاصله میگیرد و به یک حقیقت عرفانی بزرگ اشاره میکند: وضعیت روح انسان. «آب و گِل» استعارهای رایج برای جسم مادی و دنیای خاکی است. روح انسان، که اصالتی آسمانی دارد، در این کالبد خاکی «بسته» و زندانی است. همانطور که برگ از خاک و خرگوش از شیر رها شد و به رقص و شادی پرداخت، روح انسان نیز وقتی از زندان تن و تعلقات دنیوی آزاد شود، به شادی حقیقی و وصفناپذیری دست خواهد یافت.
این بیت، جوهر اصلی نگاه عرفانی به مرگ را نشان میدهد. مرگ در این دیدگاه، پایان نیست، بلکه یک رهایی بزرگ و بازگشت شادمانه به اصل خویش است. شادی روح در هوای عشق حق، که در بیت بعدی به آن اشاره میشود، مقصد نهایی این سفر است.
- آب و گِل
- کنایه از جسم مادی انسان، بدن خاکی
- رهند
- رها شوند، آزاد گردند
- شاددل
- شادمان، خوشحال، با دلی شاد
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.