لوستل دفتر ۱ د طوطي لخوا د هغو طوطیانو حرکت اوریدل او په پنجره کې د هغه طوطي مړینه او پر هغه د سوداګر ژړا بيت ۱۷۵۲

M1:1752 — زیر دریا خوشتر آید یا زبر / تیر او دلکش‌تر آید یا سپر

زیر دریا خوشتر آید یا زبرتیر او دلکش‌تر آید یا سپر
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M1:1752

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آیا زیر دریا خوش‌تر آید یا بالای آن؟ آیا تیر او (معشوق) دلکش‌تر آید یا سپر؟ معنا: این بیت بیانگر سیری‌ناپذیری عاشق در راه معشوق است؛ کسی که غرق حق است، دیگر برایش تفاوتی ندارد که در چه حالتی باشد و حتی درد و رنج از جانب معشوق را بر آسایش و محافظت ترجیح می‌دهد.

شرح

این بیت، کلامی است عمیق از مولانا در باب سیری‌ناپذیری عارف و عاشق در مسیر حق. من همیشه گفته‌ام که اخلاق مولانا، اخلاق ارسطویی نیست. اخلاق ارسطویی که قائل به حد وسط و اعتدال است و برای روابط میان آدمیان بسیار هم شایسته است، اما در وادی عشق و معرفت، این قاعده جایی ندارد. در اینجا، قناعت مذموم است؛ آنجا که مولانا می‌فرماید: «قناعت همه جا خوب است جز در عشق.» اینجا میدانِ «قل رب زدنی علما»ست؛ طلب همیشگی فزونی و پیشرفت.

عاشق حقیقی، آن کس که در دریای معرفت و قرب الهی غرق شده، دیگر برایش تفاوتی نمی‌کند که «زیر دریا» باشد یا «زبر» آن. برای او، هر دو حالت مطلوب و دلکش است. همانند موجی در بحر هستی که دمادم زیر و زبر می‌شود و این زیر و زبر شدن، عین حیات و اشتیاق اوست. این، همان سیری‌ناپذیری است که حتی اگر در میان دریای مواج حق بنشیند، باز «طمع در آب صبو هم بسته» است، یعنی حتی ذره‌ای از معرفت و عشق را فرو نمی‌گذارد و میل به افزون‌تر شدن دارد.

از این هم فراتر می‌رود. عاشق حتی «تیر» معشوق را بر «سپر» ترجیح می‌دهد. یعنی ضربات و دردهای ناشی از وصال و جلوه حق، برایش دلکش‌تر از هرگونه محافظت و آسایش است. این نه از سر مازوخیسم، بلکه از شدت عشق و طلبِ قرب است. عاشق در آتش عشق، درد را عین درمان و رنج را عین لذت می‌یابد. او می‌خواهد در این رابطه بی‌واسطه باشد، حتی اگر بهایش جراحت باشد. این مقام، مقام فنا در عشق است؛ جایی که منیّت سالک فرومی‌ریزد و رضای محض از معشوق، او را در هر حالتی که باشد، مسرور می‌دارد. این نهایت شهامت و بی‌باکی در طریق سلوک است که عارف را به فراسوی دوگانگی‌های رنج و راحتی می‌برد و او را در غرقابِ معشوق، سرشار از هر چه اوست، می‌سازد.

نکات کلیدی

  • قناعت در وادی عشق و معرفت جایگاهی ندارد؛ «قناعت همه جا خوب است جز در عشق.»
  • اخلاق مولانا در حوزه عشق، با اخلاق ارسطوییِ حد وسط، متفاوت است و آن را برنمی‌تابد.
  • عاشق حقیقی در هر مرتبه‌ای که باشد، عطشی سیری‌ناپذیر به فزونی معرفت و قرب الهی دارد.
  • برای غرق‌شدگان در حق، زیر و زبر شدن در دریای هستی یکسان و مطلوب است.
  • عاشق حتی درد و رنجی که از معشوق می‌رسد (تیر او) را بر آسایش و محافظت (سپر) ترجیح می‌دهد.
  • این بیت نشان‌دهنده مقام فنا در عشق است؛ جایی که سالک در برابر معشوق رضای محض دارد و خود را تسلیم کامل می‌کند.

Sources: d1-s09 · 00:23:26

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.