لوستل دفتر ۱ د پاچا له ولي څخه د وينځې د درد معلومولو لپاره د يوازيتوب غوښتنه بيت ۱۸۲

M1:182 — وعدهٔ اهل کرم، گنج روان / وعدهٔ نااهل شد، رنج روان

وعدهٔ اهل کرم، گنج روانوعدهٔ نااهل شد، رنج روان

M1:182

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: وعدهٔ انسان‌های بزرگوار، گنجی جاری و بی‌وقفه است؛ اما وعدهٔ نااهلان، مایهٔ رنج و آزار جان می‌شود.

معنا: این بیت بر تفاوت بنیادی وعده‌هایی که از سر کرم و سخاوت داده می‌شوند با وعده‌هایی که از جانب افراد فرومایه و بی‌مایه صادر می‌گردند، تأکید می‌کند؛ اولی آرامش و غنای روح را به ارمغان می‌آورد و دومی سبب رنجش خاطر و خفقان جان می‌گردد.

شرح

مولانا در این بیت مهم، ماهیت دوگونهٔ وعده و تأثیر متقابل آن‌ها را بر جان آدمی می‌کاود. من بی‌تردید معتقدم که این بیت، نه فقط دربارهٔ promises روزمره، بلکه دربارهٔ سرچشمه‌های عمیق‌تر امید و نومیدی در ساحت هستی‌شناختی سخن می‌گوید. همان‌طور که خود مولانا می‌فرماید، وعده‌ها دو دسته‌اند: یکی «حقیقی دلپذیر» و دیگری «مجازی تاسه‌گیر» که همان «خفقان‌آور» و «رنجاننده» است.

«وعدهٔ اهل کرم، گنج روان» است. این گنج روان، همان‌طور که از نامش پیداست، جاری است، پویاست، و سبب گشایش و فضل در روح می‌شود. در حکایت پادشاه و کنیزک و زرگر، وعده‌های حکیم الهی که از سر کرم و فضل الهی می‌آمد، هرچند که راه درمانی دشوار را در پی داشت، اما در نهایت به بهبود کنیزک و رستگاری او انجامید. این وعده‌ها، باطنِ امن و امان بودند، حتی اگر ظاهرشان مسیر پیچیده‌ای می‌نمود. اهل کرم، نه فقط در بخشندگی مادی، که در بخشندگیِ روحی و آرامش‌بخشی قلبی نیز ید طولایی دارند. وعدهٔ آن‌ها، از حقیقت ریشه می‌گیرد و به روان آدمی آسودگی و غنا می‌بخشد؛ همچون آبی که روان است و تشنگی را فرو می‌نشاند.

در مقابل، «وعدهٔ نااهل شد، رنج روان». مولانا این رنج روان را به وضوح «تاسه‌گیر» توصیف می‌کند؛ یعنی راه نفس را می‌گیرد و خفقان‌آور است. در همان داستان زرگر، وعده‌های زر و سیم و خلعت که از سوی رسولان پادشاه به زرگر داده شد، به ظاهر فریبنده بود، اما در باطن، وعدهٔ مرگ و سوءالقضا بود. زرگر بی‌خبر از آن‌که «شاه قصد جانش کرد»، فریفتهٔ «زر و خلعت» شد و گمان برد که «خون‌بهای خویش را خلعت شناخت». این همان «غرور» است؛ همان فریفته شدن به ظاهر و بی‌خبر ماندن از باطن. وعدهٔ نااهل، از بن دروغ و مکر است و جز عذاب و محنت روحی چیزی به بار نمی‌آورد؛ همچون آبی راکد که به جای رفع تشنگی، مایهٔ بیماری و خفقان می‌شود.

این تنها به وعده‌های انسانی محدود نمی‌شود. در فلسفهٔ مولانا، و در عرفان ما، هر وعده‌ای که انسان را از اصل خود دور کند و به فانیات مشغول سازد، نوعی وعدهٔ نااهل است که «رنج روان» به دنبال دارد. در مقابل، وعدهٔ وصل به اصل و بازگشت به معشوق ازلی، والاترین «وعدهٔ اهل کرم» است که همان گنج بی‌کران معرفت و حضور را به ارمغان می‌آورد. ما در جایی دیگر دیدیم که مولانا خداوند را به صفت کریم می‌ستاید و می‌گوید: «تو مگو ما را بدان شه بار نیست / با کریمان کارها دشوار نیست». این کریم مطلق، که هیچ‌گاه بندگانش را ناامید نمی‌کند، همان اهل کرم نهایی است که وعده‌هایش سراسر گنج روان و امید است. پس این بیت، نوری است بر تمایز میان حقیقت و سراب در مسیر سلوک و زندگی.

نکات کلیدی

  • وعدهٔ افراد کریم، همچون گنجی روان، مایهٔ غنای روحی و آرامش‌بخش است.
  • وعدهٔ افراد فرومایه، رنج‌آور و خفقان‌آور است؛ مانند سمی که روح را آزار می‌دهد.
  • تشخیص «اهل کرم» از «نااهل»، در گرو تمایز میان حقیقت و فریب در وعده‌هاست.
  • گنج روان، نمادی از فیض و گشایش پیوستهٔ الهی است که به روح ارزانی می‌شود.
  • رنج روان، نتیجهٔ دلبستن به ظواهر فریبنده و دور ماندن از باطن حقیقی وعده‌هاست.
  • این بیت، نه فقط دربارهٔ تعاملات انسانی، که دربارهٔ وعده‌های الهی و تفاوت آن با فریب‌های دنیا سخن می‌گوید؛ خداوند همان "اهل کرم" نهایی است.

Sources: d1-s20 · 00:49:37 d1-s20 · 00:52:54 d1-s20 · 00:02:45

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.