لوستل› دفتر ۱› د ما شاء الله کان تفسیر› بيت ۱۸۹۳
M1:1893 — گر در آید در عدم یا صد عدم / چون بخوانیش او کند از سر قدم
M1:1893
مانا · به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI
هر چیزی، حتی اگر به طور کامل نابود و محو شود، به محض اراده و فرمان خداوند، بیدرنگ دوباره به هستی بازمیگردد.
این بیت در ادامهٔ مناجات مولانا با خداوند و تأمل در قدرت بینهایت اوست. مولانا پیش از این، «قطرهٔ دانش» خود را به چیزی تشبیه کرده بود که ممکن است در خاک فرو رود یا در هوا پراکنده و ناپدید شود. اما بلافاصله تأکید میکند که هیچ چیز از خزانهی قدرت الهی نمیگریزد.
این بیت این ایده را به اوج میرساند: حتی اگر آن «قطره» یا هر موجود دیگری، نه فقط به «عدم» (نیستی) بلکه به «صد عدم» (مراتب بینهایت عمیقتر و کاملتر نیستی) وارد شود، باز هم از دسترس قدرت خداوند خارج نیست. فرمان الهی («چون بخوانیش») کافی است تا آن موجودِ محوشده، بیدرنگ و از نو («از سر») قدم به صحنهٔ وجود بگذارد. «قدم کردن» در اینجا کنایه از ظهور و هستی یافتن دوباره است.
این تصویر، قدرت مطلق خداوند را در خلق و بازآفرینی نشان میدهد. نیستی، در برابر ارادهٔ او، دیواری نفوذناپذیر نیست، بلکه فضایی است که هر لحظه با فرمان او به هستی تبدیل میشود. این مفهوم یکی از پایههای جهانبینی عرفانی مولاناست که در آن، هستی و نیستی هر دو در قبضهٔ قدرت یکتای الهی قرار دارند.
- عدم
- نیستی، نا-بود، جهان غیرمادی
- صد عدم
- اغراق شاعرانه برای اشاره به نیستی مطلق و کامل
- بخوانیش
- آن را بخوانی، آن را صدا بزنی، اراده به وجودش کنی
- از سر
- دوباره، از نو، مجدداً
- کند... قدم
- قدم برمیدارد، پا به عرصه وجود میگذارد، ظاهر میشود
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.