لوستل› دفتر ۱› د دې حديث په بیان کې چې ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعر ضوا لها› بيت ۱۹۸۹
M1:1989 — عقل جزوی عشق را منکر بود / گرچه بنماید که صاحبسر بود
M1:1989
مانا · به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI
عقل جزئی و مصلحتاندیش، ذاتاً عشق را انکار میکند، حتی اگر ظاهری آگاه و رازدار به خود بگیرد و ادعای فهم عوالم معنوی را داشته باشد.
مولانا در اینجا دو نوع خرد را در برابر هم قرار میدهد: «عقل جزوی» و «عقل کلی». عقل جزوی، همان هوش و ذکاوت روزمره و حسابگر ماست که به دنبال سود و زیان مادی، امنیت و منطق قدمبهقدم است. این عقل، ابزار قدرتمندی برای زندگی در این جهان است اما در برابر پدیدهی «عشق» (عشق الهی و معنوی)، کاملاً ناتوان و بیگانه است. عشق از منطق سود و زیان پیروی نمیکند؛ ایثار، فنا و بیخویشی میطلبد. به همین دلیل، عقل جزوی ذاتاً آن را انکار میکند و نمیپذیرد.
نکتهی ظریف بیت در مصرع دوم است: این عقل گاهی فریبکارانه وانمود میکند که اهل معنا و «صاحبسر» است. یعنی ممکن است فردی با تکیه بر هوش و دانش ظاهری خود، دربارهی عرفان و معنویت سخن بگوید و خود را آگاه نشان دهد، اما تا زمانی که در بند محاسبات عقلی خود است، در حقیقت منکر و دشمنِ تجربهی حقیقی عشق باقی میماند. به گفتهی مولانا در ابیات بعدی، این عقل «زیرک و داناست اما نیست، نیست». یعنی وجودش در ساحتِ عشق، یک وجود حقیقی و مؤثر نیست، بلکه یک «لا» و نیستی است تا زمانی که در برابر حقیقت بزرگتر تسلیم شود.
- عقل جزوی
- عقل معاش، خرد حسابگر و مصلحتاندیش که محدود به امور دنیوی است.
- منکر
- انکارکننده، مخالف، کسی که چیزی را نمیپذیرد.
- بنماید
- نشان دهد، وانمود کند.
- صاحبسر
- صاحب راز، آگاه از اسرار، عارف.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.