لوستل› دفتر ۱› د رباب غږوونکي کیسې پاتې برخه او د امیرالمؤمنین عمر رضی الله عنه لخوا هغه ته د هاتف د پیغام رسول› بيت ۲۱۶۸
M1:2168 — باز گرد و حال مطرب گوشدار / زانک عاجز گشت مطرب ز انتظار
M1:2168
مانا · به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI
مولانا سخن را به داستان اصلی بازمیگرداند و از خواننده میخواهد که به سرگذشت آن نوازنده توجه کند، زیرا او از انتظار طولانی برای دریافت عنایت الهی، به ستوه آمده بود.
این بیت، نقطهٔ بازگشت به داستان اصلی پس از یک بحث طولانی استعلایی است. مولانا، همچون یک قصهگو، دست خواننده را میگیرد و او را دوباره به صحنهٔ اصلی داستان، یعنی قبرستانی که نوازندهٔ پیر در آن به امید گشایشی از سوی خداوند به خواب رفته، بازمیگرداند.
تأکید بر «عاجز گشتن» نوازنده از «انتظار» بسیار کلیدی است. این حالت، نهایتِ انقطاع و تسلیم بنده را نشان میدهد. درست در لحظهای که بنده از هر تلاش و امید انسانی خسته و درمانده میشود و به نقطهٔ صفر میرسد، زمان دخالت مستقیم لطف الهی فرا میرسد. این بیت، صحنه را برای تجلی الهی آماده میکند که در ابیات بعدی، با رسیدن پیام غیبی به خلیفه، عمر، برای یاری رساندن به این بندهٔ خاص، رخ میدهد.
بنابراین، این بیت صرفاً یک رابط روایی نیست، بلکه یک اصل مهم عرفانی را نیز بیان میکند: گشایش الهی زمانی فرا میرسد که انسان از تکیه بر توان و انتظار خود دست میشوید و کاملاً تسلیم و «عاجز» میشود.
- گوشدار
- گوش کن، توجه کن، بشنو
- زانک
- زیرا که، برای اینکه
- عاجز گشت
- درمانده شد، ناتوان شد
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.