لوستل› دفتر ۱› د خلیفه لخوا د تحفې منل او له هغې تحفې او سبو څخه د بشپړ بې نیازۍ سره د عطا فرمایل› بيت ۲۸۶۶
M1:2866 — کای عجب لطف این شه وهاب را / وان عجبتر کاو ستد آن آب را
M1:2866
مانا · به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI
مرد عرب با دیدن عظمت رود دجله، از بزرگواری و لطف خلیفه در شگفت است که چگونه هدیهی بیارزش او را با گشادهرویی پذیرفته است.
این بیت لحظهی اوج فروتنی و قدرشناسی مرد عرب بادیهنشین را به تصویر میکشد. او که با تمام وجود، آب کوزهی خود را هدیهای گرانبها میدانست، اکنون بر روی کشتی، عظمت رود دجله را میبیند و به ناچیز بودن هدیهی خود پی میبرد. در این لحظه، دو چیز او را به حیرت وامیدارد:
نخست، لطف و بخشندگی بیپایان خلیفه (شه وهاب) که در پاسخ به هدیهای بیمقدار، کوزهی او را پر از زر کرد و او را از فقر رهانید.
اما شگفتی بزرگتر و عمیقتر برای او این است که خلیفه، با وجود دسترسی به دریایی از آب گوارا، اصلاً آن هدیه را پذیرفت. این پذیرش (ستدن)، نشانهی بزرگواری حقیقی است. لطف واقعی در بخشیدن نیست، بلکه در ارزشمند شمردن هدیهی کوچک یک نیازمند است. خلیفه به نیت پاک مرد عرب بها داد، نه به ارزش مادی آب.
در نگاه عرفانی مولانا، این داستان تمثیلی از رابطهی انسان با خداوند است. عبادات و طاعات ما، در برابر عظمت و بینیازی مطلق خداوند، همچون همان کوزهی آب ناچیز در کنار رود دجله است. اما خداوند که «وهاب» (بسیار بخشنده) است، با لطف بیکران خود این اعمال ناچیز را میپذیرد و به آن پاداشی بیاندازه میدهد. شگفتی عارف نیز از همین پذیرش است، نه از پاداش.
- شه
- شاه، پادشاه
- وهاب
- بسیار بخشنده، از نامهای خداوند
- کاو
- که او
- ستد
- گرفت، پذیرفت (شکل قدیمی فعل ستاندن)
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.