لوستل› دفتر ۱› د خلیفه لخوا د تحفې منل او له هغې تحفې او سبو څخه د بشپړ بې نیازۍ سره د عطا فرمایل› بيت ۲۹۲۸
M1:2928 — برگ یک گل چون ندارد خارِ او / شد بهاران دشمن اسرار او
M1:2928
مانا · به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI
فردی که باطنش زشت و خالی از هرگونه زیبایی و فضیلت است، از شرایطی که حقیقت او را آشکار کند (همچون بهار) میترسد و با آن دشمنی میکند.
در این بخش، مولانا روز قیامت را به «روز عرضهی اکبر» تشبیه میکند که در آن، باطن هر کس آشکار میشود. او انسانها را به دو دسته تقسیم میکند: آنان که زیبا و گلمانند هستند و آنان که زشت و خارصفتاند.
بیت مورد نظر، حال دستهی دوم را توصیف میکند. «خار» نماد انسانی است که وجودش از هرگونه زیبایی، معنویت و کمال خالی است؛ او حتی به اندازهی «یک گلبرگ» نیز لطافت و حسن ندارد. «بهاران» نماد تجلی و آشکار شدن حقیقت است. همانطور که در بهار، طبیعت زنده میشود و گلها از خارها تمایز مییابند، در «بهار حقیقت» نیز سیرت انسانها نمایان میگردد.
بنابراین، انسانی که باطنی زشت دارد، از فرارسیدن بهار (نماد قیامت، یا هر موقعیت روشنگر دیگر) وحشت دارد، زیرا بهار راز او را برملا و زشتیاش را در برابر زیبایی گلها آشکار میکند. او، همانطور که در بیت قبل گفته شد، تاریکی و پنهانی را میخواهد تا عیبهایش پوشیده بماند. در مقابل، کسی که سرشتش گل است، مشتاق بهار است تا زیباییاش به نمایش درآید.
- برگ یک گل
- حتی یک گلبرگ، کنایه از کمترین میزان زیبایی یا خوبی
- خارِ او
- وجودِ خارمانند او، کنایه از انسان زشتسیرت و بیفضیلت
- بهاران
- فصل بهار، نماد زمان تجلی و آشکار شدن حقیقتها
- اسرار او
- رازهای او، کنایه از باطن پنهان و زشتیهای درونی او
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.