لوستل دفتر ۱ د بقال او طوطي کيسه او په دوکان کښې د طوطي لخوا د تېلو تويول بيت ۳۱۵

M1:315 — گَه چنین بنماید و گَه ضِدّ این / جز که حیرانی نباشد کار دین

گَه چنین بنماید و گَه ضِدّ اینجز که حیرانی نباشد کار دین
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M1:315

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: گاهی این‌گونه جلوه می‌کند و گاهی ضد آن؛ جز حیرانی، کار و ماهیت دین نیست.

معنا: تجربهٔ اصیل دینی در مواجهه با جلوه‌های متناقض و گاه متضاد حقیقت الهی است که به حیرت و سرگشتگی عمیق روحی می‌انجامد و این حیرت خود ماهیت دین‌ورزی راستین است.

شرح

این بیت، بی‌تردید، یکی از کلیدی‌ترین مفاهیم مثنوی و اساس فهم مولانا از دین‌ورزی را برملا می‌کند: قصهٔ «حیرت». مولانا در اینجا به صراحت می‌گوید که کار اصلی دین، رسیدن به حالتی از حیرت است، نه به یقینی منجمد یا معرفتی قطعی و بی‌چون‌وچرا. برای من، این حرف مولانا درسی است بس بزرگ برای روزگار ما که بسیاری در پی خدایی سهل و ساده‌اند، خدایی که در قاب عقل و دانش بشری به تمامی حل شود و همچون یک مسئلهٔ ریاضی، پاسخی نهایی داشته باشد.

مولانا خلاف این را می‌گوید. او می‌گوید خدایی که به صورت یک مسئله سهل و ساده برای شما حل شده باشد و در مشت و جیب شما قرار گرفته باشد، خدا نیست. خداوند باید حیرت‌افکن باشد. حقیقت در تجربهٔ دینی، گاهی در چهره‌ای و گاهی در چهره‌ای کاملاً متضاد جلوه می‌کند. این نیست که حق، تنها یک صورت داشته باشد؛ بلکه «هر لحظه به شکلی بت عیار برآمد». این جلوه‌های متناقض و متزاحم، عارف و سالک را به حیرت می‌افکنند که «حقیقت کدام است؟». این همان حیرتِ مطلوب است، نه حیرتی از سر نادانی یا درماندگی، بلکه حیرتی که از عظمت و بی‌کرانگی حقیقت سرچشمه می‌گیرد.

من قبلاً هم اشاره کرده‌ام که مولانا وقتی از معراج پیامبر سخن می‌گوید، آن را سراسر حیرت می‌داند. اینکه جبرئیل در ابتدا پیشرو پیامبر باشد و سپس عقب بماند، برای عقل حیرت‌آور است: «حیرتم در حیرت آمد زین قصص / بیهشی خاصگان اندر اخص». این‌ها وقایعی فراعقلی و فوق ظرفیت فهم بشری‌اند که باید به حیرت استقبال شوند.

ریشهٔ این حیرت‌زایی را مولانا در «کار بی‌چون» خداوند می‌داند. کار خداوند قانون‌بردار و قابل پیش‌بینی نیست؛ گاهی کسی زحمات فراوان می‌کشد و به جایی نمی‌رسد، و گاهی دیگر، بی‌زحمتِ چندانی، درهای بهشت به رویش باز می‌شود. این بی‌چونی و بی‌صورتیِ خداوند است که حیرت را با خود می‌آورد. این همان دینداری تجربه‌محور است؛ دینی که در تجربهٔ زیستهٔ انسان با خدا شکل می‌گیرد، نه در قالب‌های از پیش ساخته شدهٔ ذهنی یا عقلی. پس، دین‌ورزی راستین نه در رسیدن به پاسخ‌های نهایی، بلکه در زیستن در این حیرت مداوم و عمیق است. این مقام حیرانی، نه نادانیِ محض است و نه غفلت؛ بلکه غرق شدن و مستی در حضور دوست است که از آن، مولانا می‌گوید: «نی چنان حیران که پشتش سوی اوست / بل چنین حیران که غرق و مست دوست». این حیرت، مسیر معرفت نیست، بلکه خود مقصد است.

نکات کلیدی

  • حیرت و سرگشتگی ماهیت اصلی دین‌ورزی راستین است، نه یک مرحلهٔ موقت.
  • حقیقت الهی در جلوه‌های متناقض و متضاد بر سالک آشکار می‌شود و عقل را به چالش می‌کشد.
  • خدایی که به‌راحتی در قالب فهم بشری جای گیرد، خدای حقیقی نیست؛ خدا باید حیرت‌افکن باشد.
  • منشأ این حیرت، کار بی‌چون و غیرقابل پیش‌بینی خداوند است که از هرگونه قانون و قاعده‌ای فراتر می‌رود.
  • حیرت مولانا نه ناشی از جهل، بلکه غرق شدن و سرمستی در حضور بی‌پایان حق است.

Sources: d1-s26 · 00:07:53 d1-s26 · 00:09:45 d1-s23 · 04:47:38 d1-s24 · 00:46:06 d1-s25 · 00:02:51

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.