لوستل› دفتر ۱› د نصرانيانو لخوا د وزير د دوکې منل› بيت ۳۶۹
M1:369 — بهر این بعضی صَحابه از رسول / مُلتمِس بودند مکرِ نفسِ غول
M1:369
شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه
این متن بر پایهٔ سخنرانیهای ضبطشدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.
ترجمه و معنا
ترجمه به فارسی روان: به همین دلیل برخی از صحابه از پیامبر درخواست میکردند که از مکرِ نفسِ راهزن آگاهشان کند. معنا: این بیت میگوید که برخی یاران پیامبر (صحابه) از او میخواستند تا فریبها و حیلههای نفس گمراهکننده را به ایشان بشناساند، چرا که شناخت دامها مهمتر از شناخت ثوابهاست.
شرح
مولانا در اینجا به داستانی اشاره میکند که در آن وزیر مکار مسیحی، به ظاهر وعظ احکام میکرد اما در باطن، «سفیر و دام» بود؛ یعنی مانند صیادی که با سوت زدن و تقلید صدای مرغان، آنها را به سوی دام میکشاند. از این تشبیه، مولانا بلافاصله به نکتهای عمیقتر منتقل میشود: اینکه دنیا پر از دام و دانه است و نفس آدمی خود بزرگترین دامگذار است. اینجاست که مولانا از صحابهٔ پیامبر مثال میآورد. صحابهٔ هوشمند و موشکاف، همواره از پیامبر میخواستند که نه صرفاً از فضائل و ثواب طاعات سخن بگوید، بلکه از «ضربهخورها» و «لغزشگاهها» و «دامها» پرده بردارد. گویی میگفتند: ای پیامبر، ثواب عبادت را خود میشناسیم، اما مکر نفس را نمیدانیم. این دامها، این حیلههای نفس راهزن، این فریبها که در قالب عبادت و اخلاص ظاهر میشوند، چگونهاند؟ از اینها به ما بگو. کلمه «مکر» در اینجا به معنای ذاتاً منفی به کار نرفته، بلکه به معنای استفاده از تدابیر و ابزارهای پیچیده برای رسیدن به یک هدف است. خوب یا بد بودن مکر به هدف آن بستگی دارد. اما وقتی از «مکر نفس» سخن میگوییم، این هدف فریبکاری و گمراهی است، لذا مکر نفس، ذاتاً منفی و خطرناک است. «غول» نیز در باور اعراب آن زمان به جنهای راهزن بیابان اطلاق میشد، و مولانا در اینجا نفس اماره و فریبکار آدمی را به غولی تشبیه میکند که راه را بر انسان میزند و او را به گمراهی میکشد. نفس، این راهزن درون، همینگونه مکار و حیلهگر است و میتواند در لباس خیر و عبادت، فریبکاری کند. صحابه این موشکافی را داشتند که تفاوت «گل» را از «کرفس» تشخیص دهند و از پیامبر میخواستند که این دامهای پنهان را برایشان آشکار کند. این نشان از بصیرتی عمیق است: شناخت شرور پنهان، گاه مهمتر از شناخت خیرات آشکار است.
نکات کلیدی
- دنیا پر از دام و دانه است و نفس آدمی بزرگترین دامگذار است.
- مکر نفس، فریبکاری و گمراهی است که میتواند در لباس خیر و عبادت ظاهر شود.
- صحابه هوشمندانه، شناخت لغزشگاهها را بر شناخت ثوابها مقدم میدانستند.
- «مکر» به خودی خود خنثی است؛ نیت و هدف آن است که «مکر» را خوب یا بد میکند.
- مولانا نفس اماره را به «غول» (راهزن بیابان) تشبیه میکند که انسان را از راه میزند.
Sources: d1-s29 · 59:53:00 d1-s29 [1:04:58:00] d1-s29 [1:05:56:00] d1-s29 [1:07:14:00] d1-s29 [1:08:19:00] d1-s29 · 1:23:00
This text was reconstructed from Dr. Abdolkarim Soroush's recorded Masnavi lectures. It has not been reviewed and approved by him.
Translation & meaning
Translation: For this reason, some Companions from the Prophet / would ask for the cunning (makr) of the ghoul-like soul (nafs-i ghoul). Meaning: This verse states that some of the Prophet's companions sought his guidance not primarily on merits of worship, but on how to recognize and avoid the deceptive tricks and cunning of the misleading, ghoul-like ego.
Explanation
Here, Rumi refers to the story of the cunning Christian vizier who, outwardly, preached religious decrees but inwardly was a “whistler and a trap-setter” (safīr o dām); like a hunter who lures birds into a snare by whistling and imitating their calls. From this analogy, Rumi immediately transitions to a deeper point: that the world is full of traps and bait, and the human nafs (ego/soul) itself is the greatest trap-setter. This is where Rumi introduces the example of the Prophet’s Companions. These astute and discerning Companions would consistently ask the Prophet not merely about the merits and rewards of worship, but rather about the “pitfalls” (żarbeh-khor-hā), the “slippery places” (laghzeshgāh-hā), and the “traps” (dām-hā) that lay hidden. It was as if they were saying: O Prophet, we know the rewards of worship, but we do not know the cunning of the nafs. What are these traps, these wiles of the ghoul-like ego, these deceptions that appear in the guise of devotion and sincerity? Tell us about these. The word makr here is not used in an inherently negative sense, but rather signifies the employment of complex strategies and means to achieve an end. Whether makr is good or bad depends on its objective. However, when we speak of makr-i nafs (the cunning of the ego), its objective is deceit and misguidance, thus the makr of the ego is inherently negative and perilous. The term ghoul in the belief of the Arabs of that era referred to highway-robbing jinn in the desert. Rumi, here, likens the commanding and deceptive human nafs to such a ghoul that waylays humans and leads them astray. The nafs, this inner brigand, is precisely this cunning and deceptive, capable of trickery even in the garb of goodness and worship. The Companions possessed such discernment that they could distinguish “roses” from “celery” (gol az karafs) and asked the Prophet to reveal these hidden traps to them. This demonstrates a profound insight: recognizing hidden evils is sometimes more crucial than acknowledging obvious good deeds.
Key takeaways
- The world is full of traps, and the human nafs (ego) is the greatest trap-setter.
- The cunning of the nafs is deceit and misguidance, which can appear in the guise of good deeds and worship.
- The astute Companions prioritized understanding pitfalls over knowing rewards.
- Makr (cunning) is morally neutral; its intent and objective determine its ethical quality.
- Rumi likens the commanding nafs to a ghoul (desert brigand) that waylays humans.
Sources: d1-s29 · 59:53:00 d1-s29 [1:04:58:00] d1-s29 [1:05:56:00] d1-s29 [1:07:14:00] d1-s29 [1:08:19:00] d1-s29 · 1:23:00
به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI
این بیت میگوید که برخی از یاران آگاه پیامبر (صحابه) از او میخواستند تا فریبها و حیلههای نفسِ گمراهکننده را به ایشان بشناساند، چرا که شناختن دامها از شناختن پاداشها مهمتر است.
مولانا در اینجا به داستان وزیر مکار مسیحی اشاره میکند که به ظاهر موعظه میکرد اما در باطن، همچون صیادی بود که با سوت زدن، پرندگان را به دام میکشاند. مولانا از این تشبیه به نکتهای عمیقتر میرسد: دنیا پر از دام و دانه است و نفسِ خودِ انسان، بزرگترین دامگذار است.
از این رو، مولانا یاران هوشمند و موشکاف پیامبر را مثال میزند. آنها همواره از پیامبر میخواستند که نه فقط از فضیلتها و ثواب عبادتها، بلکه از «لغزشگاهها» و «دامها» سخن بگوید. گویی میگفتند: ای پیامبر، ما پاداش عبادت را میدانیم، اما مکر نفس را نمیشناسیم. این حیلههای نفسِ راهزن که در لباس عبادت و اخلاص پنهان میشوند، چگونهاند؟ از اینها برای ما بگو.
«مکر» در اینجا صرفاً معنای منفی ندارد، بلکه به معنای بهکارگیری تدابیر پیچیده برای رسیدن به هدف است. اما «مکر نفس» همواره منفی و خطرناک است، زیرا هدفش فریب و گمراهی است. «غول» نیز در باور قدیم به موجودی راهزن در بیابانها گفته میشد و مولانا نفس اماره و فریبکار را به غولی تشبیه میکند که راه را بر انسان میبندد. صحابه با بصیرت خود میدانستند که شناخت شرور پنهان، گاهی از شناخت خیرات آشکار مهمتر است و از پیامبر میخواستند این دامهای پنهان را برایشان آشکار کند.
- بهرِ این
- به این دلیل، به این خاطر
- صَحابه
- یاران و همراهان پیامبر اسلام
- مُلتمِس
- درخواستکننده، خواهان، التماسکننده
- مکر
- حیله، فریب، نقشهٔ پنهانی
- نفسِ غول
- نفس اماره (بُعد سرکش وجود انسان) که مانند غول بیابانی، راهزن و فریبکار است
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.