لوستل دفتر ۱ د امیرالمؤمنین علي کرم الله وجهه په مخ د دښمن لخوا تف اچول او د امیرالمؤمنین علي لخوا د تورې له لاسه پریښودل بيت ۳۷۶۱

M1:3761 — آن یکی ماهی همی‌بیند عیان / وان یکی تاریک می‌بیند جهان

آن یکی ماهی همی‌بیند عیانوان یکی تاریک می‌بیند جهان
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M1:3761

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن یک نفر ماه را به وضوح می‌بیند، و آن دیگری جهان را تاریک می‌بیند. معنا: این بیت نشان می‌دهد که آدمیان واقعیت را به گونه‌ای متفاوت درک می‌کنند؛ برخی نور و حقیقت آن را می‌بینند و برخی دیگر فقط تاریکی را درمی‌یابند.

شرح

این بیت، بی‌تردید، یکی از گویاترین تمثیل‌ها در مثنوی برای تفاوت اساسی در ادراک واقعیت است. مولانا در اینجا به ما می‌آموزد که جهانِ مشهود، یعنی همین جهانِ «صور» که با حواس ظاهر خود می‌بینیم، لایه‌ای است بر روی حقایقی عمیق‌تر و بطون پنهان‌تر. من بارها اشاره کرده‌ام که مولانا اصطلاحاتی چون «آبِ آب»، «نورِ نور»، و «جانِ جان» را به کار می‌برد تا همین نکته را روشن کند. او نمی‌گوید اینها صرفاً آرایه‌های ادبی‌اند؛ هرگز! اینها اشاراتی هستی‌شناسانه به مراتب حقیقت‌اند. همان‌طور که می‌فرماید: «این آب را می‌بینید؟ این صورت آب است. آبی در این آب هست که آن آبِ حقیقی است، آن 'آبِ آب' است.»

همین منطق در مورد نور و جان هم صادق است. این نورِ ظاهر که چشمان ما می‌بیند، تنها کَف روی نور است؛ ورای آن «نورِ نور» حقیقی قرار دارد. و جانان، که در زبان عادی معشوق است، در اصل «جانِ جان» است؛ یعنی جانی که خود به جان ما جان می‌بخشد. این بیت هم همین را می‌گوید: یکی «ماهی همی‌بیند عیان»، یعنی همان ماهِ ظاهر را به وضوح می‌بیند که البته نعمتی است. اما دیگری، با فقدان بینش درونی، نه تنها ماه را نمی‌بیند، بلکه «تاریک می‌بیند جهان» را. کسی که چشم ظاهربین و «کف‌بین» او بر چشم باطن‌بین و «آبِ آب‌بین» او غلبه کرده، حتی روشن‌ترین پدیده‌ها را هم در تاریکی ادراک می‌کند.

من این را تفاوت میان «چشم دریابین» و «چشم کف‌بین» نامیده‌ام. آن‌که فقط کف دریا را می‌بیند، از عمق دریا بی‌خبر است و کل جهان در نظر او تیره و تار به نظر می‌رسد. مولانا در این بیت تأکید می‌کند که مشکل از جهان نیست؛ جهان همان است و ماه نیز همان است. مشکل در بیننده است، در چشمِ بیننده است. این تفاوت در ادراک، ریشه در بینش درونی افراد دارد. آیا این چشم باطن‌بین برای انسان گشوده شده است تا بتواند از ورای صورت‌ها، حقایق را ببیند، یا نه؟

این درک از هستی، که جهان مملو از لایه‌های پنهان حقیقت است و برای ادراک هر لایه، چشمی متناسب لازم است، در سراسر مثنوی جاری است. راه گشودن این چشم، البته، با همنشینی با صاحبان این چشم و طلب از درگاه حق ممکن می‌شود. این یک معرفت اکتسابی است که با ریاضت و توجه و توسل حاصل می‌گردد و جهان را از تاریکی به روشنایی می‌برد. این بیت نه صرفاً وصفی شاعرانه، که تبیینی دقیق از مراتب وجود و ادراک انسان است.

نکات کلیدی

  • ادراک حقیقت در انسان‌ها مراتب دارد؛ برخی نور را می‌بینند و برخی تاریکی را.
  • جهانِ صورت، تنها کَف روی حقایق عمیق‌تر و لایه‌های پنهان هستی است.
  • مفهوم «آبِ آب» و «نورِ نور» به مراتب هستی‌شناسانه اشاره دارد، نه صرفاً آرایه‌های ادبی.
  • «چشم دریابین» و «چشم کف‌بین» تعیین‌کنندهٔ میزان ادراک حقیقت‌اند.
  • عدم درک نور و دیدن جهان تاریک، ریشه در کیفیت چشم بیننده دارد، نه نقص در جهان.
  • گشودن چشم باطن‌بین نیازمند همنشینی با اهل معرفت و طلب از حق است.

Sources: d1-s08 · 00:42:10 d1-s08 · 00:44:02 d1-s08 · 00:47:07

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.