لوستل دفتر ۱ د امیرالمؤمنین علي کرم الله وجهه په مخ د دښمن لخوا تف اچول او د امیرالمؤمنین علي لخوا د تورې له لاسه پریښودل بيت ۳۷۷۳

M1:3773 — باز باش ای باب بر جویای باب / تا رسد از تو قشور اندر لباب

باز باش ای باب بر جویای بابتا رسد از تو قشور اندر لباب
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M1:3773

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ای دروازهٔ حقیقت، گشاده باش بر هر آنکه جویای حقیقت است؛ باشد که از آستان تو، ظواهر و قشرها به سوی مغز و لباب (حقیقت) ره یابند. معنا: مولانا در این بیت از امام علی می‌خواهد که دروازهٔ معرفت الهی گشوده بماند تا سالکان بتوانند از ظواهر (قشرها) به اعماق و حقایق (لباب) هستی و دین راه یابند.

شرح

این بیت، از جملهٔ سخنانی است که مولانا از زبان قهرمان پهلوان در داستان امام علی (ع) و آن خصم کافر می‌آورد، اما در حقیقت، زبان خودِ مولاناست که در حال وصف علی است. مولانا علی را «باب» می‌خواند؛ یعنی دروازهٔ معرفت، دروازهٔ رحمت، دروازهٔ حقیقت. و این طلب را از او دارد که گشوده بماند بر همگان، به‌ویژه بر «جویای باب»، یعنی بر آن سالکی که طالب راه و حقیقت است.

من قبلاً هم اشاره کرده‌ام که مولانا علی را چگونه توصیف می‌کند: «ای علی که جمله عقل و دیده‌ای». این تعابیرِ عظیم، نشان از درک عمیق و ستایش بی‌حد مولانا از شخصیت علی دارد. علی در اینجا نه تنها یک انسان بزرگ، بلکه تبلور عقل محض و بینایی کامل است. او همچون آینه‌ای است که نور حقیقت را می‌گیرد و می‌تاباند، و آنکه این نور را دریابد، خود نیز آینه‌صفت می‌شود.

خواسته‌ی «باز باش» از باب، برای این است که سالکان و طالبان حقیقت بتوانند از «قشور» به «لباب» برسند. «قشور» همان ظواهر است، همان پوسته‌ها و پوستین‌هاست که حقیقت را می‌پوشاند؛ و «لباب» همان مغز و جوهر و باطن است. در واقع، این بیت جوهر عرفان مولوی را بیان می‌کند: حرکت از صورت به معنا، از ظاهر به باطن. حکایتِ آن پهلوان نیز خود گواه این مدعاست. او در ابتدا در قشر کفر و عناد بود، اما علی با «حلم» خویش، نه با شمشیر، روح کافرانهٔ او را کشت و او را به لباب ایمان رساند. «تیغ حلم از تیغ آهن تیزتر / بل ز صد لشکر ظفر انگیزتر». این همان کشتن بی‌شمشیر است که کار الهی است، کار مردان الهی است.

این بیت تنها یک تمنای تاریخی نیست؛ بلکه یک درخواست ابدی است. درخواست از هر رهنمای حقیقی، از هر باب معرفتی، از هر دری که به سوی نور باز می‌شود، که بر طالبان و تشنگان حقیقت بسته نماند. مولانا از ما می‌خواهد که در هر باب معرفتی، چه یک معلم باشد، چه یک کتاب، چه یک تجربهٔ روحانی، به دنبال لباب باشیم و در قشور نمانیم. این جهان پر است از کسانی که دنیا را تاریک می‌بینند یا فقط یک «ماه» می‌بینند، اما چشمان عارفان «سه ماه» را در یک موضع می‌بیند. بابِ حقیقت باید باز باشد تا هر چشمِ بینایی، قدر دیدن خویش را بداند و گام در راه قشر به لباب بگذارد.

نکات کلیدی

  • امام علی (ع) نماد باب معرفت و رحمت الهی است که به روی جویندگان حقیقت گشوده است.
  • محتوای عرفانی بیت، حرکت از ظواهر (قشور) به اعماق و حقایق (لباب) را محور اصلی سلوک می‌داند.
  • تحول باطنی و ایمان‌آوری از طریق حلم و معرفت (کشتن بی‌شمشیر) از فتح نظامی برتر است.
  • مولانا در این بیت زبان حال خود را در وصف علی بیان می‌کند؛ او علی را «جمله عقل و دیده» می‌خواند.
  • درخواست گشاده بودن باب معرفت، یک دعای ازلی و ابدی برای دسترسی همگان به حقیقت است.

Sources: d1-s20 · 00:17:17 d1-s20 · 00:24:38 d1-s01 · 00:03:46

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.