لوستل دفتر ۱ د امیرالمؤمنین علي کرم الله وجهه لخوا خپل ملګري ته ویل چې کله دې زما په مخ تف واچاوه زما نفس خوځښت وکړ او د عمل اخلاص پاتې نه شو، ستا د وژلو مخه همدا شوه بيت ۳۹۸۹

M1:3989 — نقش حق را هم به امر حق شکن / بر زجاجهٔ دوست سنگ دوست زن

نقش حق را هم به امر حق شکنبر زجاجهٔ دوست سنگ دوست زن
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M1:3989

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: نقش الهی را نیز به امر خود خدا بشکن؛ بر آن شیشه‌ای که دوست آفریده، سنگ خود دوست را بزن و آن را خرد کن. معنا: این بیت بیانگر این حقیقت است که اگر کاری از منظر عادی مخرب به نظر رسد، اما به فرمان مستقیم حق انجام گیرد، از حدود اخلاق متعارف فراتر رفته و عین حق است؛ زیرا عامل، تنها کارگزار ارادهٔ الهی است.

شرح

این بیت، از آن ابیات کلیدی مثنوی است که مولانا در مقام توجیه اعمالی می‌آورد که از جانب اولیاء الهی صادر می‌شود و ممکن است در نگاه اول با معیارهای اخلاقی بشری سازگار نباشد. من بر این باورم که مولانا در اینجا به یک حقیقت هستی‌شناسانه اشاره می‌کند: برخی افعال، از ارتفاعی چنان بلند و از چشمه‌ساری چنان قدسی نشأت می‌گیرند که سنجش آن‌ها با مقیاس‌های زمینی و عرفی خطا است. او می‌گوید خداوند، خود نقشی آفریده است، تابلویی زیبا نگاشته است. اما سپس، به امر خودش، سنگی به دست بنده می‌دهد و می‌فرماید: این تابلو را بشکن! این شیشه را خرد کن! در چنین وضعیتی، عمل شکستن، نه تنها مذموم نیست، بلکه عین فرمانبرداری و تجلی ارادهٔ الهی است.

من این را همانند عمل عزرائیل می‌دانم. عزرائیل جان‌ها را می‌ستاند؛ آیا این عمل او را غیراخلاقی یا ظالمانه می‌کند؟ هرگز! زیرا او صرفاً کارگزار امر الهی است. این طبیب الهی یا ولیّ الهی نیز چنین است. او از یک سطح و ارتفاع دیگری در عالم تصرف می‌کند. او شمشیری در دست خداست که جان می‌گیرد و حتی جان‌هایی را تباه می‌کند، اما مورد مؤاخذه قرار نمی‌گیرد، چون عملش، عمل خداست که از دست او سر می‌زند؛ نه عمل خود او.

اما وای از آن روزی که این حقیقت عمیق و خطیر، دستاویز مدعیان ناراستین قرار گیرد. اینجاست که من با قاطعیت تمام هشدار می‌دهم: تفسیری به این غنا و عمق، اگر توسط نااهلان به کار گرفته شود، به ابزاری برای توجیه قساوت و خشونت تبدیل می‌شود. گروهک‌هایی مانند مجاهدین خلق در کشور ما، یا حتی کمونیست‌ها، با تغییر نام و عنوان، همین منطق را به کار بردند. آن‌ها می‌گفتند «سد راه تکامل» باید از میان برداشته شود و خود را کارگزاران این ضرورت تاریخی یا الهی می‌پنداشتند. به قول خودشان، دیگران را «به زباله‌دان تاریخ می‌فرستادند» و گمان می‌کردند که از این بابت مؤاخذه نخواهند شد، زیرا خود را در حال اجرای یک امر متعالی می‌دانستند. این سوءاستفاده از یک آموزهٔ ژرف عرفانی، فاجعه‌آفرین است و باید در فهم این‌گونه ابیات، جانب احتیاط و بصیرت را هرگز از دست نداد. مولانا خود می‌داند که این سخنان چه شمشیری در دست جاهلان می‌تواند باشد، و این وظیفهٔ ماست که مرز میان ولیّ الهی راستین و مدعیان دروغین را با دقت و وسواس تمام بشناسیم.

نکات کلیدی

  • عمل اولیاء الهی، اگر به امر حق باشد، از معیارهای اخلاق متعارف فراتر می‌رود.
  • هدف اصلی از این بیت، توجیه اعمالی است که کارگزار آن، خودِ خداوند است، هرچند از دست بنده‌ای سر بزند.
  • شیشهٔ دوست و سنگ دوست، هر دو از اوست؛ پس شکستن به امر او عین صلاح است.
  • سوءاستفاده از مفهوم «امر حق» برای توجیه خشونت و از میان برداشتن دیگران، خطرناک‌ترین انحراف از این آموزه است.

Sources: d1-s21 · 00:44:16 d1-s21 · 00:45:00 d1-s21 · 00:45:58

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.