لوستل دفتر ۱ د امیرالمؤمنین علي کرم الله وجهه لخوا خپل ملګري ته ویل چې کله دې زما په مخ تف واچاوه زما نفس خوځښت وکړ او د عمل اخلاص پاتې نه شو، ستا د وژلو مخه همدا شوه بيت ۴۰۱۳

M1:4013 — صبر آرد آرزو را نه شتاب / صبر کن والله اعلم بالصواب

صبر آرد آرزو را نه شتابصبر کن والله اعلم بالصواب
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M1:4013

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آرزوها با صبر محقق می‌شوند، نه با شتاب. شکیبا باش، و خدا به بهترینِ صواب آگاه‌تر است. معنا: این بیت تأکید می‌کند که شتاب‌زدگی مانع رسیدن به مقصود است و تنها شکیبایی است که راهگشای آرزوهاست. در نهایت، معرفت حقیقی و بهترین تصمیمات نزد خداوند است و باید به تقدیر او تسلیم بود.

شرح

این بیت پایانی دفتر اول مثنوی، یک نکتهٔ عمیق و کلیدی را در باب ماهیت آفرینش هنری مولانا و نسبت او با الهامِ الهی آشکار می‌کند. مولانا هرگز خود را یک «شاعر» به معنای متعارف کلمه نمی‌دانست؛ او همچون «نی» بود، مجرایی برای دَمِ الهی. هنگامی که این دم جاری بود، او سخن می‌گفت و مثنوی خلق می‌شد، و چون این دم متوقف می‌شد، او نیز به سکوت می‌نشست.

به خوبی می‌دانیم که میان دفتر اول و دوم مثنوی، وقفه‌ای دو ساله رخ داد. در این مدت، دوستان و یاران مولانا اصرار داشتند که او به سرودن ادامه دهد، اما مولانا نمی‌پذیرفت. این بیت دقیقاً در همین بستر معنا می‌یابد. او به ایشان می‌گوید که «سخت خاک‌آمیز می‌آید سخن / آب تیره شد، سر چه بند کن». سخن برای او همچون آب چشمه‌ای بود که اگر زلال و جاری نباشد، باید سَرِ آن را بست. چشمهٔ فیض الهی برای او تیره شده بود و او به هیچ وجه حاضر به «شتاب» در تولید سخن نبود. در اندیشهٔ مولانا، خلقِ هنر، آن هم هنری از سنخ مثنوی که خود آن را «قرآن در زبان فارسی» می‌خواند، یک فعل ارادیِ محض و صرفاً محصولِ کوشش شخصی نیست؛ بلکه میوه‌ای است از درخت «صبر» بر فیض الهی. او معتقد بود که «تا خدایش باز صاف و خوش کند / آنکه تیره کرد هم صافش کند». یعنی همان منبعی که فیض را جاری کرده، اگر آن را قطع یا تیره سازد، خود نیز آن را دوباره پاک و زلال خواهد کرد. از همین رو، وظیفهٔ سالک، و در اینجا مولانا به عنوان سالک و واسطهٔ الهام، تنها «صبر» است و بس. «الله اعلم بالصواب» در اینجا نه تنها اقراری به دانایی خداوند است، بلکه پذیرش بی‌چون و چرای ریتم و زمان‌بندی الهی در جریان فیض و الهام را در خود دارد. این یک نگاه عمیقاً شهودی به امر آفرینش است که آن را از دست‌ساختهٔ صرفِ انسانی فراتر می‌برد و به قلمرو دریافت و الهام می‌رساند.

نکات کلیدی

  • صبر و شکیبایی، نه شتاب، راهگشای حقیقیِ آرزوها و مقاصد معنوی است.
  • جریان الهام و فیض الهی ریتم خاص خود را دارد و محصول تلاش صرف انسانی نیست.
  • مولانا در آفرینش مثنوی، خود را صرفاً واسطه‌ای می‌دانست که در انتظار بازگشایی چشمهٔ الهی می‌نشست.
  • پذیرش دانایی مطلق خداوند و تسلیم به تقدیر الهی، عنصر کلیدی در مواجهه با وقفه‌های معنوی است.

Sources: d1-s01 · 01:39:14 d1-s03 · 00:03:55 d1-s03 · 00:05:57 d1-s03 · 00:07:04

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.