لوستل› دفتر ۱› د دې بيان چې دا اختلافات په بڼه کښې دي، نه د لارې په حقیقت کښې› بيت ۵۱۹
M1:519 — مر جمادی را کند فضلش خبیر / عاقلان را کرده قهرِ او ضریر
M1:519
مانا · به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI
此节诗描绘了真主绝对力量的两个方面:祂的恩典能赋予最无生机的物体以意识,而祂的威严与力量则能使最聪慧的人类心智失明,无法领会。
这节诗是鲁米对真主无限、矛盾而又和谐的大能的赞颂。它紧随前文,前文描述了真主的慷慨(جود)如何赋予大地生命,使其忠实地孕育种子。此处的诗句将这一思想推向极致。
第一行,“祂的恩典(فضل),令无情之物(جمادی)知晓一切(خبیر)”,指的是神圣的创造力甚至能渗透到矿物、石头等无机世界。在苏菲思想中,整个宇宙都以某种方式参与着对真主的赞美。鲁米在此指出,是真主的恩典唤醒了这种潜在的意识,使无生命之物也能“知晓”并回应其创造者。这不仅是诗意的想象,更是对一种宇宙观的表达:万物皆有灵,皆因神恩而显现。
第二行,“祂的威权(قهر),使有智之士(عاقلان)尽皆盲目(ضریر)”,则呈现了神圣力量的另一面。قهر在此不仅指愤怒,更指一种压倒性的、令人敬畏的力量或威严。面对这种绝对的力量,人类引以为傲的理性(عقل)变得无用甚至成为障碍。最聪明的人试图用逻辑去把握无限的真主,结果却只会陷入困惑与“盲目”。这呼应了苏菲派的核心教义:通往真理的道路不依赖于理智分析,而在于心灵的臣服与消融(فنا)。
因此,这节诗通过一个强烈的对比,揭示了神圣权能的悖论:它能赋予“无”以“有”(让无机物获得意识),也能将“有”化为“无”(让理性思维失效)。真正的“看见”源于神的恩典,而非人的才智。
- جمادی
- 无机物,无情物。在阿拉伯-波斯哲学体系中,存在分为几个层次,这是最低的一层,指没有生命和感觉的物体,如石头、矿物。
- فضل
- 恩典,恩惠,慷慨。在此特指来自真主的、无条件的、创造性的恩赐。
- خبیر
- 知晓者,洞悉者。这是真主的九十九个尊名之一(Al-Khabīr),意为“彻知者”。此处用以形容无机物被赋予了神圣的觉知。
- قهر
- 威权,压倒性的力量,威严。它不仅指愤怒或惩罚,更常指神那种令人敬畏、使万物相形见绌的绝对力量。
- ضریر
- 盲人,失明者。在此处为比喻用法,指心智上的盲目,无法感知或理解更高的实相。
این بیت به قدرت مطلق خداوند اشاره دارد که میتواند به جمادات آگاهی ببخشد و در همان حال، عقل و بینش خردمندان را از ایشان بگیرد. همه چیز، از آگاهی تا کوری، به ارادهٔ او وابسته است.
مولانا در این بخش از مثنوی، پس از ستایش جود و بخشش بیکران الهی که حتی به خاک و جمادات نیز امانتداری و آگاهی میبخشد، به وجه دیگر قدرت او، یعنی «قهر» الهی، اشاره میکند. این بیت یک تقابل هنری و معنایی عمیق را به تصویر میکشد:
-
فضل الهی: لطف و کرم خداوند چنان قدرتمند است که میتواند قوانین طبیعت را دگرگون کند و به یک شیء بیجان (جماد) مانند خاک یا سنگ، نوعی آگاهی و خبرگی ببخشد. این اشاره به ابیات قبل است که خاک را «امین» و پذیرای دانهها میخواند.
-
قهر الهی: در مقابل، قدرت و غلبهٔ خداوند (قهر) میتواند عاقلترین و هوشمندترین انسانها را از درک حقیقت محروم و نابینا (ضریر) سازد. «عقل» که بزرگترین موهبت انسانی پنداشته میشود، در برابر ارادهٔ الهی هیچ استقلالی ندارد و اگر خداوند اراده کند، همین عقل حجاب راه میشود.
نکتهٔ اصلی این است که وجود و آگاهی، یا کوری و جهل، صفات ذاتی موجودات نیستند، بلکه تجلی فضل یا قهر خداوند هستند. این دیدگاه، انسان را از غرور به عقل و دانش خود باز میدارد و او را به منشأ اصلی تمام تواناییها، یعنی خداوند، متوجه میسازد. در منطق عرفانی مولانا، یک سنگ آگاه به امر الهی، از یک عاقل مغرور و نابینا به حقیقت، برتر است.
- مر
- حرف نشانهٔ مفعول در فارسی قدیم که امروزه به کار نمیرود. گاهی نیز برای تأکید میآمد.
- جمادی
- موجود بیجان، آنچه رشد و حرکت ارادی ندارد مانند سنگ و خاک.
- فضل
- بخشش، لطف، کرم، عنایت.
- خبیر
- آگاه، باخبر، دانا.
- قهر
- غلبه، سلطه، قدرت شکستناپذیر. در اینجا بیشتر به معنای قدرت و هیبت الهی است تا خشم.
- ضریر
- نابینا، کور.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.