لوستل› دفتر ۳› د یو لافي سړي لخوا هره ورځ سهار خپلې شونډې او ږیره د پسه د پټوکو په غوړو سره غوړول او بیا د ملګرو په منځ کې راوتل چې ما داسې وخوړل او داسې› بيت ۷۳۲
M3:732 — پوست دنبه یافت شخصی مستهان / هر صباحی چرب کردی سبلتان
M3:732
مانا · به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI
شخصی فقیر و حقیر، تکهای پوست دنبه پیدا کرد و برای تظاهر به ثروتمندی، هر روز صبح سبیل خود را با آن چرب میکرد.
این بیت، سرآغاز حکایت مردی لافزن و تهیدست است. مولانا شخصیتی را معرفی میکند که از درون خالی و بیارزش («مستهان») است اما میخواهد در ظاهر، خود را توانگر و کامیاب نشان دهد. او به جای تلاش برای کسب روزی واقعی، به ابزاری برای فریب متوسل میشود: یک تکه پوست دنبهی بیارزش.
عمل «چرب کردن سبیل» در فرهنگ آن زمان، کنایه از خوردن غذای چرب و لذیذ و در نتیجه، نشانهی رفاه و ثروت بود. این مرد هر روز صبح این عمل ظاهری را تکرار میکند تا با سبیلی چرب و براق، در میان ثروتمندان («منعمان») حاضر شود و وانمود کند که او نیز مانند آنان زندگی میکند. این حکایت، نقدی است بر ریاکاری، تظاهر و فریبی که ریشه در حقارت درونی و میل به پذیرفته شدن از سوی دیگران دارد. مولانا با این داستان، پوچیِ ساختن هویتی دروغین بر پایهی ظواهر را به تصویر میکشد.
- مستهان
- خوار و حقیر، بیمقدار، کسی که مورد اهانت قرار گرفته
- صباحی
- صبحگاهی، هر صبح
- سبلتان
- سبیلها، جمع سبلت
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.