لوستل› دفتر ۵› همداسې کیسه د جبري په ځواب کې او د اختیار په اثبات کې او د امر او نهی په صحت کې او د دې بیان کې چې د جبري عذر په هیڅ ملت او هیڅ دین کې نه منل کیږي او د هغه کار له جزا څخه د خلاصون لامل نه کیږي چې کړی یې دی، لکه څنګه چې ابلیس جبري له دې څخه خلاصون ونه موند چې ویې ویل: 'بما اغویتنی'. او قلیل د کثیر دلالت کوي.› بيت ۳۱۰۳
M5:3103 — جادوان فرعون را گفتند بیست / مست را پروای دست و پای نیست
M5:3103
مانا · به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI
این بیت به داستان ساحران فرعون اشاره میکند که پس از ایمان آوردن، دیگر از تهدیدهای فرعون و قطع دست و پایشان هراسی نداشتند، زیرا مستی عشق الهی آنها را از خود بیخود کرده بود.
مولانا در این بخش از مثنوی، در حال بحث دربارهٔ تفاوت میان جبرگرایی (به عنوان بهانهای برای گناه) و مقام معنوی «بیاختیاری» است. او توضیح میدهد که انسان تنها زمانی میتواند ادعای بیاختیاری کند که از «شراب حق» سرمست شده باشد. در چنین حالتی، ارادهٔ فرد در ارادهٔ الهی محو میشود و اعمالش از او نیست، بلکه از آن «می» است. چنین فردی، مانند یک مست واقعی، دیگر پروای جسم و اعضای بدن خود را ندارد.
برای روشن کردن این مفهوم، مولانا به داستان قرآنی ساحران فرعون اشاره میکند. هنگامی که آنها معجزهٔ موسی را دیدند و ایمان آوردند، فرعون آنان را تهدید کرد که دستها و پاهایشان را قطع خواهد کرد. اما ساحران که اکنون از شراب معرفت الهی سرمست بودند، بیباکانه به او پاسخ دادند و گفتند: «بایست! (بیست)» یا «هر کار میخواهی بکن!» چرا؟ چون کسی که مست عشق خداست، دیگر نگران دست و پا و وجود مادی خود نیست. اختیار آنها دیگر در دست خودشان نبود، بلکه تسلیم امر الهی شده بود. این بیاعتنایی به جسم، نشانهٔ رسیدن به آن مقام بیخودی است و با بهانهتراشی یک گناهکار جبریمذهب کاملاً متفاوت است.
- جادوان
- جادوگران، ساحران
- بیست
- فعل امر از «ایستادن»؛ بایست، صبر کن، دست نگه دار
- پروا
- توجه، اعتنا، نگرانی، ترس
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.