لوستل دفتر ۶ د مصطفی (ص) لخوا ابوبکر صدیق (رض) ته وصیت چې کله بلال (رض) اخلې نو دوی به له کینې په بیه کې زیاتوالی راوړي او د هغه بیه به زیاته کړي ما په دې فضیلت کې خپل شریک کړه زما وکیل شه او نیمه بیه له ما څخه واخله بيت ۱۰۲۶

M6:1026 — از منش وا خر چو می‌سوزد دلت / بی‌منت حل می نگردد مشکلت

از منش وا خر چو می‌سوزد دلتبی‌منت حل می نگردد مشکلت
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1026

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: از منش وا بخر چون دلت می‌سوزد، مشکلت بی‌بها و دستمزد حل نخواهد شد.

معنا: صاحب بلال به ابوبکر می‌گوید که اگر واقعاً دلت برای بلال می‌سوزد، باید او را بخری؛ چرا که مشکل تو بدون پرداخت هزینه حل نخواهد شد. این بیت بر لزوم اقدام عملی و پرداخت بها برای رفع مشکلات تأکید دارد.

شرح

این بیت، که از زبان صاحب بت‌پرست یا یهودی بلال به ابوبکر گفته می‌شود، نکته‌ای کلیدی را در باب ماهیت کنش‌گری و اثربخشی شفقت بیان می‌کند. صاحب بلال با لحنی صریح و البته عمل‌گرایانه به ابوبکر می‌گوید که اگر دلت برای این غلام مظلوم می‌سوزد و از رنج او متأثری، این دل‌سوختگی صرف کفایت نمی‌کند. «بی‌منت حل می‌نگردد مشکلت»؛ یعنی گره کار تو، که همان رهایی بلال و آرامش وجدان توست، بدون پرداخت یک بها، بدون یک «معونت» (هزینه و یاری) گشوده نخواهد شد.

مولانا در این داستان، که اوجش معاملهٔ ابوبکر برای رهایی بلال است، در حال ترسیم تقابل میان حس درونی (سوز دل) و عمل بیرونی (وا خریدن) است. صاحب بلال، از آن روست که «صورت‌پرست» است و دلی به سنگینی و سختی دارد، دنیا را از دریچهٔ معامله و تبادل مادی می‌نگرد. برای او، شفقت ابوبکر یک احساس مجرد است که تا به صورت یک ارزش مادی (پول) درنیاید، هیچ تأثیری در واقعیت نخواهد داشت. این عین آن نگاهی است که جهان را صرفاً در قالب صورت‌ها و تعینات مادی می‌بیند و هر مشکلی را نیازمند راه حلی مادی و ملموس می‌داند.

اما نکتهٔ عمیق‌تر آن است که این سخن، هرچند از زبان یک "جهود" (با تعبیر مولانا) بیان می‌شود، حاوی حقیقتی عام‌تر و فراتر از زمینهٔ داستانی است. بسیاری از مشکلات ما، خواه در ساحت فردی یا اجتماعی و حتی روحانی، تنها با «سوز دل» حل نمی‌شوند. این سوز باید به یک حرکت، یک ایثار، و یک پرداخت تبدیل شود. در واقع، مولانا از این زبانِ عمل‌گرایانه بهره می‌گیرد تا بگوید حتی در مسیر معنوی، وصول و یقین که از کالاهای نایاب‌اند، بی‌بها نیستند. بهایی که ابوبکر می‌پردازد، صرفاً پول نیست، بلکه تبادل باارزش‌ترین دارایی‌اش، یعنی غلام «تن‌اسپید و جهود» است که در واقع تجلی نوعی بصیرت روحانی در دیدن ارزش واقعی انسان‌هاست: تن تیره و دل منیر در برابر تن سپید و دل تیره. اینجاست که معامله از سطح مادی به سطح معنوی ارتقا می‌یابد، اما همچنان اصل «پرداخت بها» پابرجا می‌ماند.

نکات کلیدی

  • شفقت بدون عمل و ایثار، بی‌تأثیر است؛ «سوز دل» باید به «پرداخت بها» بینجامد.
  • حل مشکلات واقعی، چه مادی و چه معنوی، نیازمند کنش ملموس و فداکاری است.
  • مولانا تقابل میان جهان‌بینی صورت‌پرستانه (معاملهٔ مادی) و بصیرت باطنی (معاملهٔ روحانی) را نشان می‌دهد.
  • این بیت تأکیدی است بر این اصل که در راه معنوی، وصول و یقین نیز بهایی دارند که باید پرداخته شود.

Sources: d6-s22 · 01:30:36

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.