لوستل دفتر ۶ د یهودي خندل او داسې ګڼل چې ابوبکر صدیق (رض) په دې عقد کې زیانمن شوی دی بيت ۱۰۴۸

M6:1048 — عاقبت وا حسرتا گویی بسی / بخت و دولت را فروشد خود کسی

عاقبت وا حسرتا گویی بسیبخت و دولت را فروشد خود کسی
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1048

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: در نهایت، آه از حسرت فراوان خواهی گفت که «کسی خود بخت و سعادت خویش را فروخت.» معنا: این بیت هشدار می‌دهد که انسان ممکن است به دلیل ظاهربینی و شتاب‌زدگی، سعادت و خوشبختی واقعی خود را نشناسد و آن را با چیزی بی‌ارزش معامله کند، و در آینده از این انتخاب افسوس بخورد.

شرح

مولانا، پیوسته از ما می‌خواهد که از ظاهربینی برحذر باشیم و به بواطن امور بنگریم. این بیت نیز از همین حقیقت بنیادین پرده برمی‌دارد: جهان، عالم وارونه‌ای است که در آن، گاه بخت و دولت حقیقی در جامه‌ای غریب و ناپسندیده، یا حتی غلامانه، به سراغ ما می‌آید و ما، به دلیل غفلت از درون و اسیر شدن در بند نقش ظاهر، آن را نمی‌شناسیم و از خود می‌رانیم.

من بارها گفته‌ام که مولانا ما را از کودک‌صفتی برحذر می‌دارد؛ کودکی که فقط شیرینی و شکلات می‌خواهد و تلخی را کنار می‌زند، غافل از آنکه گاه شیرینیِ جان‌بخش در پسِ تلخی‌ها پنهان است. بخت و سعادت حقیقی ممکن است با ظاهری خشن یا نامطلوب جلوه کند، اما چشم بدبخت و ظاهرپرست، جز قشر نمی‌بیند و از مغز محروم می‌ماند. اینجاست که مولانا خطاب به ما می‌پرسد: «ما خودمون رو داریم به چی می‌فروشیم؟ قیمت خودمون رو می‌دونیم یا قیمت خودمون رو نمی‌دونیم؟» این سؤال، جانِ کلام است؛ آیا ما ارزش و جایگاه والای خود را می‌شناسیم که فریبِ ظواهر را نخوریم و گوهر را با ریگ معامله نکنیم؟

شتاب‌زدگی و نداشتن تأمل، بلای جان ماست. اگر اندکی توقف و درنگ کنیم، تلخی‌های ظاهری را تحمل کنیم و بپذیریم، چه بسا از درون همین تلخی‌ها، شیرینی‌های پایدار و حقیقی سر برکشد. این همان نکته‌ای است که معلمی از ما می‌خواست به آن توجه کنیم: «همه اندرز من به تو این است / که تو طفلی و خانه رنگین است.» این خانهٔ رنگین، دنیایی است که با نقش و نگارهای فریبنده خود، ما را به خود مشغول می‌سازد، در حالی که ممکن است از پای‌بست ویران باشد. اگر دل به رنگ دیوار خوش کنیم و از بنیاد غافل بمانیم، سزاوار همان حسرت عظیمی خواهیم بود که بیت مولانا از آن سخن می‌گوید: «بخت و دولت را فروشد خود کسی.» مولانا در جای‌جای مثنوی، این تقابل ظاهر و باطن را یادآور می‌شود تا ما را از دام ظاهربینی رهایی بخشد و به سوی ادراک حقایق عمیق‌تر هدایت کند.

نکات کلیدی

  • دنیا غالباً حقیقت را در پوششی خلاف ظاهر می‌نمایاند و بخت حقیقی ممکن است در هیئت ناخوشایند جلوه کند.
  • شتاب‌زدگی و ظاهربینی، انسان را از درک بخت و سعادت واقعی محروم می‌کند و به معامله‌ای زیان‌بار می‌کشاند.
  • پرسش بنیادین مولانا: آیا ما ارزش واقعی خود را می‌دانیم که فریب ظواهر را نخوریم؟
  • برای یافتن شیرینی‌های پنهان و پایدار، باید تاب تلخی‌های ظاهری را داشت و از کودک‌صفتی پرهیز کرد.
  • تمرکز بر نقش و نگار ظاهر، ما را از ویرانی بنیاد غافل می‌کند و در نهایت به حسرت ابدی می‌انجامد.

Sources: d6-s22 · 01:46:06

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.