لوستل دفتر ۶ د یهودي خندل او داسې ګڼل چې ابوبکر صدیق (رض) په دې عقد کې زیانمن شوی دی بيت ۱۰۵۰

M6:1050 — او نمودت بندگی خویشتن / خوی زشتت کرد با او مکر و فن

او نمودت بندگی خویشتنخوی زشتت کرد با او مکر و فن
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1050

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: او (سعادت) خود را در قامت بندگی به تو نمودار ساخت؛ اما خوی زشتت با او مکر و فریب ورزید. معنا: این بیت هشدار می‌دهد که سعادت و فرصت‌ها گاهی در هیئت ناخوشایند یا متواضعانه ظاهر می‌شوند و طینت بد و ظاهربینی ماست که نمی‌تواند آن‌ها را بازشناسد و با فریب از دست می‌دهد.

شرح

بارها در باب این نکته سخن گفته‌ام که کار این عالم وارون است. حقیقت‌ها همیشه در پوششی می‌آیند که انتظارش را نداریم؛ بویژه نیک‌بختی و دولت، اغلب در جامه‌ای حقیر و ناخواسته خود را می‌نمایاند. مولانا این را با کمال وضوح بیان می‌کند: «بخت با جامهٔ غلامانه رسید / چشم بدبختت به جز ظاهر ندید.» یعنی بختِ نیک و سعادت به سراغ تو آمد، اما در هیبت و لباس یک غلام، نه در کسوت یک خواجه یا شهریار. و چون دیدگان ما فقط به ظواهر و زیبایی‌های رنگین خو کرده است، آن بخت را که در جامهٔ خویشتن‌داری و بندگی ظاهر شده بود، نتوانستیم بشناسیم و از کنارش گذشتیم.

اینجاست که مولانا با همین تعابیر عمیق، به بیت مورد بحث ما می‌رسد: «او نمودت بندگی خویشتن / خوی زشتت کرد با او مکر و فن.» 'او' در اینجا به همان 'بخت' یا موهبت الهی بازمی‌گردد که به شکل یک بنده یا به طریقی متواضعانه، خود را به تو عرضه کرد. این بندگی، نه به معنای بندگی خدا به بنده، بلکه به معنای فروتنی و خاکی بودنِ آن موهبت است. بخت به تو کرنش کرد، در کسوت فروتنان به در خانه‌ات آمد و گویی به تو خدمت کرد. اما 'خوی زشتت' و طینت ناپاک و ظاهربینِ تو، با این موهبتِ در لباسِ بندگی، به مکر و فن پرداخت. یعنی نه‌تنها آن را نشناخت، بلکه با بی‌اعتنایی، فریبکاری یا دست‌کم با تعصب و سطحی‌نگری، از آن روی برگرداند.

این سخنان مولانا، دیگر فقط یک گفتگو نیست؛ خطاب مستقیمی است به ما. به ما می‌گوید که در این روزگار و در این عمرِ گران‌بها که در این جهان سپری می‌کنیم، ای بسا حوادث و فرصت‌های ناشناس با ظاهرهای نامأنوس، گاهی منفور و دوست‌نداشتنی، از کنار ما می‌گذرند. اگر قدری توقف کنیم، تأمل کنیم، شتاب‌زده نباشیم و کودک‌صفتانه دل به شیرینی‌های سطحی خوش نکرده باشیم، اگر آن تلخی‌ها و ناملایمات ظاهری را تحمل کنیم و بپذیریم، آنگاه یک مرتبه پس از درونِ همان‌ها، شیرینی‌های حقیقی سر برمی‌کشند. این نکته‌ای است که در تمام آموزه‌های مولانا موج می‌زند: پرهیز از ظاهربینی و روی‌آوردن به بواطن امور. ما غالباً در بند «نقش ایوان» می‌مانیم و فراموش می‌کنیم که «خانه ممکن است از پای‌بست ویران باشد.»

همین ظاهربینی است که ما را از درک حقایق بازمی‌دارد و باعث می‌شود مال و مقام را بر تقوا و فضیلت ارجح بدانیم، حال آنکه پیامبر بزرگوار اسلام صراحتاً فرمودند: «لا فخر للعرب علی العجم و لا للعجم علی العرب و لا للاسود علی الاحمر و لا للاحمر علی الاسود الا بالتقوی». این داستانِ رنگ‌ها و ظواهر را به طور کامل لغو کرد؛ چه سیاه‌پوست باشی چه سفیدپوست، چه عرب باشی چه عجم، برتری جز به تقوا نیست. اینها همه تأکید مولانا بر این نکته است که نباید چشم به ظواهر دوخت، و گرنه بختِ در جامهٔ غلامانه را از دست خواهیم داد و خوی زشتمان با آن مکر خواهد ورزید.

نکات کلیدی

  • سعادت حقیقی غالباً در پوششی متواضعانه یا ناخوشایند ظاهر می‌شود.
  • ظاهربینی و سطحی‌نگری ما را از درک فرصت‌های واقعی محروم می‌کند.
  • طینت زشت انسان باعث می‌شود حتی با موهبت‌های الهی نیز با مکر و فریب برخورد کند.
  • مولانا تأکید دارد که کار این عالم وارون است و شیرینی‌ها در دل تلخی‌ها نهفته‌اند.
  • پرهیز از قضاوت بر اساس ظواهر، کلید دستیابی به بواطن امور است.

Sources: d6-s22 · 01:45:00 d6-s22 · 01:46:06 d6-s22 · 01:50:02

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.