لوستل دفتر ۶ د یهودي خندل او داسې ګڼل چې ابوبکر صدیق (رض) په دې عقد کې زیانمن شوی دی بيت ۱۰۶۸

M6:1068 — خود تو دانی که آفتابی در حمل / تا چه گوید با نبات و با دقل

خود تو دانی که آفتابی در حملتا چه گوید با نبات و با دقل
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1068

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: تو خود می‌دانی که آفتاب در برج حمل (فروردین) چه می‌گوید / با گیاهان و با میوه‌های کال. معنا: این بیت به سخن گفتن خداوند از طریق طبیعت و فعل خود اشاره دارد؛ آفتاب، گیاهان را به سرسبزی و رشد فرامی‌خواند و این خود نوعی کلام الهی است.

شرح

من اینجا به نکته‌ای عمیق در فلسفهٔ مولانا می‌پردازم که شاید از ظواهرِ این بیت پوشیده بماند. مولانا در اینجاست که پرده از "سخن گفتن" خداوند برمی‌دارد، اما نه آن سخن گفتنی که ما از آن دم می‌زنیم. این کلام، کلامی حقیقی است، نه کلامی اعتباری و قراردادی؛ آن‌گونه که میان ما آدمیان جاری است. وقتی بهار می‌آید و آفتاب به برج حمل می‌رسد، یعنی فروردین ماه آغاز می‌شود، خورشید با گیاهان و دانهٔ خفته در خاک سخن می‌گوید. او به دانه می‌فرماید: «بشکاف، برخیز، از خاک بیرون بیا و سبز شو.» این فرمانِ آفتاب، که در واقع فرمانِ حق است، نیازی به کلامِ ملفوظ ندارد. صنع او، یعنی فعل و ایجاد او، عینِ سخن گفتن اوست. مثل این است که شما دکمهٔ آسانسور را فشار می‌دهید؛ در حقیقت به آسانسور امر می‌کنید که «برو بالا». این فرمان، هرچند بی‌کلام و بی‌حرف، اما معنای دستوری دارد. خداوند نیز با فشردنِ «دکمه‌های» طبیعت، یعنی از طریق اسباب و علل عالم، سخن می‌گوید. جهان هستی، خود یک کلام طولانی و ممتد از جانبِ حق است. همان‌طور که مولانا می‌فرماید: «همه عالم صدای نغمهٔ اوست / که شنید این چنین صدای دراز.» یعنی نظام جاریِ این عالم، همه یک خطابهٔ پیوسته‌ی الهی است که شنیدنش گوشی هوشمند می‌طلبد. و این فقط شامل آفتاب و گیاهان نیست؛ جذب یزدان، یعنی جذبهٔ الهی که در عالم ساری و جاری است، از طریق «اثرها و سبب»، یعنی از طریق علل و معلول‌های طبیعی، «صد سخن گوید نهان بی‌حرف و لب». اینها همه پوششی است بر فعل مستقیم الهی. علت‌ها و معلول‌ها، به تعبیر مولانا، عادت و سنت الهی هستند؛ خداوند این جهان را بر این عادت بنا نهاده است، اما می‌توانست بر عادتی دیگر باشد. اینها روپوش‌هایی هستند بر فعل الهی، نه تأثیرگذارانی مستقل. این بینش، عقل مقلد را که به ظواهر اسباب می‌نگرد، دچار حیرت می‌کند. او این ژرف‌بینی را درک نمی‌کند و از همین رو مولانا تأکید می‌کند که این سخن برای آنانی است که خود را از حصار عقل جزوی و تقلیدی رهانیده‌اند.

نکات کلیدی

  • خداوند از طریق «صنع» و فعل خود در جهان، با موجودات سخن می‌گوید، نه فقط از طریق کلام ملفوظ.
  • این «سخن گفتن» حقیقی است و نه صرفاً اعتباری یا قراردادی.
  • نظام جاری عالم و حرکت آفتاب و رشد گیاهان، جلوه‌ای از کلام پیوستهٔ الهی است.
  • علت‌ها و معلول‌ها در طبیعت، به تعبیر مولانا، «عادت الهی» و پوششی بر فعل مستقیم حق هستند، نه عاملان مستقل.
  • درک این نوع کلام الهی، فراتر از توانایی «عقل مقلد» است که تنها به ظواهر می‌نگرد.

Sources: d6-s22 · 01:52:37 d6-s22 · 01:56:50

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.