لوستل دفتر ۶ د یهودي خندل او داسې ګڼل چې ابوبکر صدیق (رض) په دې عقد کې زیانمن شوی دی بيت ۱۰۷۰

M6:1070 — صنع حق با جمله اجزای جهان / چون دم و حرفست از افسون‌گران

صنع حق با جمله اجزای جهانچون دم و حرفست از افسون‌گران
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1070

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آفرینش حق در همه اجزای جهان، همچون دَم و کلامی است که جادوگران بر زبان می‌آورند. معنا: این بیت می‌گوید که فعل آفرینندگی خداوند در عالم، خودِ سخن گفتن اوست و مانند کلام افسونگران، تأثیری مستقیم و بی‌واسطه دارد.

شرح

این بیت، بی‌گمان، یکی از ژرف‌ترین بیان‌ها در باب ماهیت فعل خداوند در عالم است. مولانا اینجا فرمولی ارائه می‌دهد برای درک اینکه آفرینش خدا چگونه رخ می‌دهد و چگونه باید آن را فهمید. او می‌گوید «صنع حق»، یعنی آفرینندگی و کارِ خدا در تمام اجزای عالم، چیزی نیست جز «دم و حرف» او. این سخن گفتن، اما، سخنی به معنای عرفی و زبانی نیست که از لب‌ها خارج شود؛ بلکه سخنی است حقیقی و اثرگذار، همچون کلام افسونگران و جادوگران که وقتی بر زبان می‌آورند، بی‌درنگ اثری عینی در عالم می‌گذارند.

به تعبیر روشن‌تر، آفرینش خداوند خودِ گفتار اوست. وقتی خورشید در بهار (برج حمل) به گیاهان می‌گوید که «سبز شو»، این نه به معنای صدور دستوری لفظی، بلکه همان فعلِ سبز کردن است. وقتی آب به دانه‌ها می‌گوید «بشکف»، یعنی آنها را می‌شکفاند. همان‌گونه که شما دکمه آسانسور را فشار می‌دهید و آسانسور راه می‌افتد و این فشار دکمه، خودِ فرمانِ «برو» است، فعل خداوند در عالم نیز همین‌گونه است. هر جنبشی، هر رویشی، هر تحولی در عالم، گویی خداوند با صنع و آفرینش خویش به آن «می‌گوید باش و می‌شود». تمام عالم، به قول آن شاعر، «همه عالم صدای نغمهٔ اوست / که شنید این چنین صدای دراز». این خطابهٔ بی‌وقفه و دائمی خداوند است که در بستر نظام هستی جاری است.

مفهوم «افسونگران» نیز در اینجا بسیار نکته‌سنجانه است. افسونگر با کلام خود، واقعیتی را متحقق می‌کند؛ کلامش صرفاً توصیفی از یک حالت نیست، بلکه خود ایجادکننده‌ی آن حالت است. این بی‌تردید، با نظریه «گفتار کرداری» (Performative Utterance) در فلسفهٔ زبان، نزد کسانی چون آستین و سرل، قرابت دارد؛ با این تفاوت که اینجا در مقیاس کیهانی و الهی است. سخن او نه برای خبر دادن، که برای پدید آوردن است.

باید به یاد داشته باشیم که مولانا به علل و معلول‌های ظاهری در طبیعت، همچون «اثر و سبب»، نگاهی دیگر دارد. او می‌گوید اینها «عادت الهی» و «روپوش» فعل حقیقی خداوند هستند. یعنی وقتی ما می‌گوییم آب آتش را خاموش می‌کند، این ظاهر است و عادت جاری خداست؛ وگرنه اصلِ خاموش کنندگی، فعل مستقیم الهی است. از این رو، «جذب یزدان با اثرها و سبب / صد سخن گوید نهان بی‌حرف و لب»؛ خداوند از طریق همین علل و معلول‌های ظاهری، که خود روپوش‌اند، صدها سخن بی‌حرف و لب می‌گوید. این فهم، از عقل مقلد ساخته نیست؛ باید گوش جان داشت و پرده از روی عادت‌ها برداشت تا نغمهٔ بی‌کلام و بی‌حرف خداوند را در تمام اجزای صنعش شنید. این نگاه، جهان را نه مجموعه‌ای از علت‌های کور، که خطابهٔ پیوستهٔ خدایی می‌بیند که هر لحظه در شأن و فعلیت است.

نکات کلیدی

  • آفرینش خداوند خودِ گفتار اوست؛ هر فعلی در عالم یک «امر تکوینی» الهی است.
  • سخن گفتن خداوند حقیقی و اثرگذار است، نه فقط لفظی و اعتباری.
  • فعل خدا مانند کلام افسونگران، تأثیری مستقیم و بی‌واسطه در عالم دارد و واقعیت را متحقق می‌کند.
  • علل و معلول‌های طبیعی در واقع «عادت الهی» و «روپوش» فعل حقیقی خداوند هستند.
  • درک این حقیقت نیازمند گوشی باطنی است و از توان «عقل مقلد» خارج است.

Sources: d6-s22 · 01:51:32 d6-s22 · 01:52:37 d6-s22 · 01:56:50

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.