لوستل دفتر ۶ د مصطفی (ص) لخوا ابوبکر صدیق (رض) ته ملامتي چې تا ته مې وصیت کړی و چې زما په شراکت یې واخله ته ولې یوازې د ځان لپاره واخیست او د هغه عذر بيت ۱۰۹۴

M6:1094 — رحم فرما بر قصور فهمها / ای ورای عقلها و وهمها

رحم فرما بر قصور فهمهاای ورای عقلها و وهمها
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1094

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: بر کوتاهی فهم ما رحم کن، ای که فراتر از همه عقل‌ها و وهم‌ها هستی.

معنا: مولانا از خداوند می‌خواهد که خطاهای ناشی از محدودیت فهم انسانی را ببخشد، زیرا ذات الهی از ادراکات عقلی و خیالی ما فراتر است.

شرح

این بیت، به گمان من، یکی از آن مواردی است که مولانا گویی سر از زیر عبا برون آورده و نه با مخاطبان بیرونی، که با خود و با معشوق ازلی سخن می‌گوید. مولانا خود تصریح می‌کند که این ابیات (چند بیتی که این غزل یا قصه را قطع می‌کند) خارج از سیاق داستان هستند و به حال روحی خاص خود او در هنگام سرودن بازمی‌گردند؛ حالتی که در آن الهامات و بینش‌های تازه‌ای نصیبش شده است.

اینجا ما با یک اعتراف عمیق از سوی مولانا مواجهیم، اعترافی دربارهٔ محدودیت‌های بنیادین فهم انسانی در قبال ذات کبریایی حق. او از خداوند می‌خواهد که قصور و کوتاهی فهم ما را مورد رحمت قرار دهد. این درخواست، ادامهٔ طبیعی بیت پیشین (M6:1093) است که در آن، مولانا با الهام از داستان شبان و موسی، یادآور می‌شود که خداوند سخنان ناسزا و جاهلانهٔ شبان را از سر کرم، مدح تلقی کرد و پذیرفت. مولانا این منطق را به خود و به همهٔ فهم‌های بشری تسری می‌دهد و می‌گوید: «اگر تو هم رحمت کنی، نبود شگفت.» یعنی اگر تو این کوتاهی‌ها و ناتوانی‌های ما را در درک ذاتت، حمل بر حسن نیت و ستایش بدانی، از کرم تو بعید نیست.

نکتهٔ کلیدی در مصرع دوم نهفته است: «ای ورای عقل‌ها و وهم‌ها». این جمله، تمام چارچوب‌های ادراکی بشر را زیر سؤال می‌برد. مولانا به صراحت می‌گوید که ذات حق، فراتر از هرچه عقل می‌تواند بفهمد و هرچه وهم و خیال می‌تواند به تصویر کشد، قرار دارد. عقل و وهم، دو بال پرواز انسان در عالم معنا هستند، اما حتی این دو بال نیز در مواجهه با بی‌کرانگی حق، از حرکت بازمی‌مانند. آنچه ما در قالب مفاهیم عقلی و صور خیالی از خدا می‌سازیم، تنها سایه‌ای است از حقیقت، و نه خود حقیقت. این اعتراف، نه نشانهٔ ناامیدی، بلکه اوج تواضع عارفانه است؛ نوعی «محو» شدن معرفتی در برابر «هستی مطلق».

به همین دلیل است که مولانا در جای جای مثنوی، بر محدودیت‌های عقل جزوی تأکید می‌کند و از مراتب بالاتری از ادراک، همچون «عشق» سخن می‌گوید که ورای محاسبات عقلی است. این بیت، به عبارتی، دلیل فلسفی و عرفانی بسیاری از «سکوت»های مولانا و امتناع او از تبیین‌های قاطع و نهایی است؛ چرا که آنچه ورای عقل و وهم است، با گفتن و استدلال، به چنگ نمی‌آید. تنها می‌توان به آن اشاره کرد، آن را «چشید» یا از طریق نشانه‌هایش به سوی آن رهسپار شد. اینجا مولانا، خود، الگوی تسلیم معرفتی در برابر غنای بی‌منتهای ذات الهی است.

نکات کلیدی

  • خداوند از تمام ظرفیت‌های ادراک بشری، شامل عقل و وهم، فراتر است.
  • درک ما از ذات الهی همواره ناقص و نیازمند رحمت و بخشایش اوست.
  • این بیت نشانگر اوج تواضع عارفانه مولانا در برابر عظمت خداوند است.
  • محدودیت فهم، زمینه‌ساز تسلیم معرفتی و رهگشایی به سوی درک از طریق عشق است.
  • برخی از عمیق‌ترین مکاشفات مولانا، درونی و شخصی هستند و به ورای سیاق ظاهری سخن می‌روند.

Sources: d6-s23 · 00:13:33 d6-s23 · 00:14:02

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.