لوستل دفتر ۶ د مصطفی (ص) لخوا ابوبکر صدیق (رض) ته ملامتي چې تا ته مې وصیت کړی و چې زما په شراکت یې واخله ته ولې یوازې د ځان لپاره واخیست او د هغه عذر بيت ۱۰۹۶

M6:1096 — زان جهان کو چارهٔ بیچاره‌جوست / صد هزاران نادره دنیا دروست

زان جهان کو چارهٔ بیچاره‌جوستصد هزاران نادره دنیا دروست
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1096

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: از آن جهانی که خود در پی چاره‌جویی برای بیچاره‌هاست، صدها هزار دنیای شگفت‌انگیز در آن نهفته است. معنا: این بیت به جهانی پنهان اشاره دارد که نه تنها خود منبع چاره برای درماندگان است، بلکه در خود بی‌شمار جهانِ اعجاب‌آور را جای داده است.

شرح

این بیت در یکی از آن لحظات نادری از مثنوی سروده شده است که مولانا از سیر قصه بیرون می‌آید و گویی از عمق وجود خود با خطاب به «عشاق» سخن می‌گوید. همان‌طور که می‌بینید، در میانهٔ داستان شبان و موسی و بدون هیچ زمینهٔ قبلی، مولانا ناگهان سر از عبا بیرون آورده و خطاب می‌کند که: «ایها العشاق اقبالی جدید / از جهان کهنه نوگر رسید». این نه یک استدلال منطقی است و نه پیامی از سرِ تأمل؛ این انفجاری از حال است، الهامی تازه که به او هدیه شده و چهرهٔ عالم را در نظر او دگرگون کرده است.

من این را یک بشارت تلقی می‌کنم، یک «فرَج» معنوی که به جان مولانا رسیده است. او از «آن جهان» سخن می‌گوید؛ نه این جهان محسوس که ما می‌بینیم و می‌شناسیم، بلکه آن جهانِ باطنی، آن سرچشمهٔ قدسی که اصل و منشأ همهٔ هستی است. این جهان «چارهٔ بیچاره‌جوست»؛ یعنی خودش فعالانه در جست‌وجوی درماندگان است تا به آنان چاره‌ای برساند. این تنها منبع چاره نیست، بلکه گویی شفقت و عنایت الهی در ذات آن جهان نهفته است که خود گمشدهٔ راه را می‌جوید و دست می‌گیرد. این تعبیری عمیق از لطف بی‌کران خداوند است که منتظر نمی‌ماند تا بیچاره‌ای او را بجوید، بلکه خود به سراغ بیچاره می‌رود.

و نکتهٔ مهم دیگر، گستره و بی‌کرانگی این جهان است: «صد هزاران نادره دنیا دروست». مولانا این جهان را نه یک چیز واحد و یکدست، بلکه مجموعهٔ بی‌شماری از دنیاهای عجیب و شگفت‌انگیز می‌بیند. این یعنی ظرفیت نامتناهیِ عالم معنا برای ظهورات و تجلیات گوناگون؛ گویی هر نادره‌ای از آن جهان، خود جهانی است نو و بی‌سابقه. برای یک عارف، عالم کهنه نمی‌شود، چون او همواره در سیلان وجود و تجدد مداوم الهی غرق است. این جهانِ کهنه، در چشم عارف، دم به دم نو می‌شود و زیبایی‌های تازه عرضه می‌کند. این نگاه، کاملاً متفاوت است با دیدگاه غیرعارف که جهان را مجموعه‌ای از عناصر ثابت می‌بیند که فقط در حال جابه‌جایی و تکرار هستند و هیچ نوآوری و شگفتی در آن نمی‌بیند. این بیت، ندای «خیز ای مدبر، ره اقبال گیر» مولانا را در گوش هر غمگینی نجوا می‌کند؛ بشارت رهایی و ورود به جهانی پر از چاره و نور.

نکات کلیدی

  • بیت، تجلی لحظه‌ای از شور و شهود معنوی مولاناست که از عمق جان برمی‌آید.
  • «آن جهان» اشاره به عالم باطن و غیب دارد که منبع اصلی امداد و نوگرایی است.
  • عنایت الهی در این جهان منفعل نیست؛ خود فعالانه در پی «چاره‌جویی برای بیچاره‌هاست».
  • این جهان باطنی، گستره‌ای نامتناهی از دنیاهای شگفت و بی‌بدیل را در خود جای داده است.
  • این بیت نوید فرج، امید و رهایی از تنگناهای جهان مادی را با خود دارد.

Sources: d6-s23 · 00:12:38 d6-s23 · 00:13:33 d6-s23 · 00:14:00 d6-s23 · 00:16:00 d6-s23 · 00:17:15

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.