لوستل دفتر ۶ د الموطد الکریم کتاب بشپړتیا بيت ۱۱۵

M6:115 — هر ستاره خانه دارد در علا / هیچ خانه در نگنجد نجم ما

هر ستاره خانه دارد در علاهیچ خانه در نگنجد نجم ما
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:115

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: هر ستاره‌ای در آسمان‌های بالا خانه‌ای معین دارد، اما ستاره‌ی ما (آن حقیقت الهی) در هیچ خانه‌ای نمی‌گنجد.

معنا: مولانا می‌گوید هر پدیده‌ای در این جهان جایگاه و محدوده‌ای دارد، اما آن حقیقت مطلق و الهی که او از آن سخن می‌گوید، فراتر از هر مکان و محدودیتی است و هیچ ظرفی گنجایش آن را ندارد.

شرح

این بیت، از آن دسته ابیاتی است که مولانا در آن به اوج بلاغت و ژرفای عرفانی می‌رسد و حقیقتی از حقایق الهی را به زبان رمز و تمثیل بیان می‌کند. من معتقدم که «نجم ما» یا «ستاره ما» در اینجا به همان «ستاره بی‌جهت» و «کوکب دری» اشاره دارد که مولانا پیش از این در مثنوی از آن سخن گفته بود؛ همان کلام حق یا حقیقت الهی که فراتر از هر جهت و مکان است و تاثیرش بر گوش‌های وحی‌جو می‌افتد.

این «ستاره بی‌جهت» و «نجم ما» به معنای متعالی و بی‌کران هستی است. ستاره‌های عالم طبیعت، آن‌هایی که در «علا» یعنی در آسمان‌های بالا می‌درخشند، هر کدام خانه‌ای دارند، یک مدار معین و یک جایگاه مشخص. این یک قانون کیهانی است که هر موجودی، هر صورتی، و هر پدیده‌ای در جهان مُلک، حد و مرز و مکان خود را دارد. اما آن حقیقتی که مولانا از آن سخن می‌گوید، از جنس دیگر است. او «نجم ما»ست؛ یک ستاره نیست که در کرانه‌های آسمان‌ها محدود شود و خانه و مکانی داشته باشد.

چرا؟ چون این نجم ما، همان ذات بی‌صورت و بی‌مکانی است که عالمِ باصورت از آن پدید آمده است. همان‌گونه که در جای دیگر می‌فرماید: «این جهان باصورت از بی‌صورت بیرون آمده است.» این بی‌صورتی به معنای عدمِ مکان‌مندی و فرازمانی است. خداوند، یا آن حقیقت مطلق، اهل تفکر نیست، چرا که فکر به معنای حرکت از مجهول به معلوم است. برای کسی که «آنجا همه نور است پاک»، مجهولی وجود ندارد تا بخواهد به آن فکر کند. به همین قیاس، برای موجودی که بی‌مکان و بی‌جهت است، خانه‌ای نمی‌تواند باشد. خانه، یک حدّ و حصر مکانی است، و این حقیقت از هر حدّی فرا رفته است.

مولانا در بیت بعدی که مفسر همین بیت است، این حقیقت را روشن‌تر می‌سازد: «جای‌سوز اندر مکان کی در رود؟ / نور نامحدود را حد کی بود؟» چیزی که خود جا را از بین می‌برد یا فراتر از جاست، چگونه می‌تواند در یک جا محدود شود؟ همانند نوری که بی‌نهایت است، حدّی برایش متصور نیست. این تعبیری عمیق است که می‌گوید آن حقیقت الهی، چون خود آفریننده و مابعدالطرّفین مکان است، نمی‌تواند مقهور مکان شود. هر جا که باشد، جا را از حضور خود پر و تهی از غیر می‌سازد.

این نجم ما، برخلاف خورشید دنیا که در قیاس با آن «شمس دنیا در صفت خفاش اوست»، چنان درخشان و بی‌کران است که هیچ چهارچوب و ظرفی را برنمی‌تابد. او جان نجوم است، خود سرچشمه هر فکر و اندیشه، اما نه به معنای فکری که ما در این جهان محدود می‌فهمیم. این حقیقت همان بی‌کرانی است که عقل‌های ما برای فهم آن نیاز به تمثیل و تصویر دارند، تا «عقل منجمد را بسیل» کند، یعنی عقل افسرده و یخ‌زده را به حرکت و جریان اندازد. او همه‌جا هست، و همه‌جا خانه اوست، اما در هیچ یک از این خانه‌ها، به معنای محدود و خاص، نمی‌گنجد.

نکات کلیدی

  • حقیقت الهی، یا «نجم ما»، فراتر از هر مکان و محدودیتی است و هیچ ظرفی گنجایش آن را ندارد.
  • برخلاف ستارگان طبیعی که هر یک خانه‌ای معین در آسمان دارند، ذات الهی بی‌صورت و بی‌مکان است.
  • این بی‌مکانی به دلیل فراگیر بودن و همه‌جایی بودنِ حقیقت مطلق است؛ همه جا خانه اوست، اما در هیچ نقطه‌ای به طور خاص محدود نمی‌شود.
  • «نجم ما» همان «نور نامحدود» است که خود، مکان را از میان برمی‌دارد و در مکان نمی‌گنجد.
  • این مفهوم یادآور این است که درک خداوند با معیارهای این جهانی (مانند جایگاه و محدودیت) ممکن نیست و نیاز به معرفتی فراتر دارد.

Sources: d6-s03 · 00:57:31 d6-s03 · 01:03:15 d6-s03 · 01:06:55 s09 [04:40] s04

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.