لوستل دفتر ۶ د هغه امیر د آسونو ځای ته د هلال د عیادت لپاره د مصطفی (ص) راتلل او د مصطفی (ص) لخوا د هلال (رض) درناوی بيت ۱۱۷۶

M6:1176 — معجزات از بهر قهر دشمنست / بوی جنسیت پی دل بردنست

معجزات از بهر قهر دشمنستبوی جنسیت پی دل بردنست
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1176

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: معجزات تنها برای غلبه بر دشمنان و مقهور کردن آن‌هاست؛ اما برای جذب دل‌ها و به دست آوردنشان، بوی همگونی و مناسبت لازم است. معنا: این بیت بیان می‌کند که قدرت و معجزه می‌تواند دشمن را بترساند و مطیع کند، اما دل‌ها تنها با وجود یک کشش درونی و سنخیت عاطفی جذب و تسخیر می‌شوند.

شرح

این بیتِ مولانا، تفسیری عمیق و دقیق از ماهیتِ کار پیامبران و جوهر دینداری به دست می‌دهد که صد در صد با فهم من از مثنوی و حتی از دین مطابقت دارد. من بارها گفته‌ام که معجزات، آن‌گونه که معمولاً می‌پندارند، برای اثبات صدق پیامبران نیستند؛ بلکه کارکردی دیگر دارند. همان‌طور که مولانا در اینجا به صراحت بیان می‌کند، «معجزات از بهر قهر دشمن است». این یک ابزار غلبه و مقهور ساختن است، نه جذب و تسخیر. معجزه، با اِعمال قدرتی خارق‌العاده، دشمن را مرعوب و ساکت می‌کند. مثال موسی و فرعون بهترین گواه است؛ موسی با معجزاتش فرعون را در تنگنا قرار داد، اما دل فرعون را هرگز به دست نیاورد.

اما دل‌ربایی و تسخیر قلوب، از راه دیگری است. مولانا می‌گوید: «بوی جنسیت پی دل بردن است». این 'بوی جنسیت' همان جذبهٔ درونی، همان سنخیت و مناسبت فطری است که دل‌ها را به سوی خود می‌کشد. این کششی است که از جنس قهر و غلبه نیست؛ بلکه از جنس لطافت و محبت است. سخن حق، وقتی در دل‌ها می‌نشیند و عقول را قانع می‌کند، نه با قدرت ماوراء طبیعی، که با لطافت و آشناییِ ذاتیِ خود چنین می‌کند. این جنسیت، به تعبیر من، همان 'آشنایی' و 'سنخیت' است که دل‌ها را نرم کرده و به تسلیم وامی‌دارد.

پیامبر اسلام، به تعبیر ابن خلدون و حتی ابن رشد، دو معجزه اصلی داشتند: یکی قرآن کریم و دیگری ائتلاف افکندن میان قبایل متخاصم عرب. هیچ یک از این دو، از جنس 'قهر دشمن' نبودند. قرآن، با بلاغت و محتوای خود، دل‌ها و عقول را تسخیر می‌کرد؛ این کلام، سخنی 'آشنا' و 'دلنشین' بود. ائتلاف قبایل نیز نتیجهٔ رحمت و محبت بود، نه ترس و ارعاب. این همان 'بوی جنسیت' است که مردم را گرد پیامبر جمع کرد و پیوندی عمیق میانشان آفرید، پیوندی که با قهر معجزه پایدار نمی‌ماند، اما با لطف کلام و کشش درونی باقی می‌ماند. چه زیبا مولانا در ادامه همین ابیات می‌گوید: «دوست کی گردد به بسته گردنی». دوست را نمی‌توان با زور به دست آورد، او را باید جذب کرد، مجذوب کرد، و این با لطف و 'بوی جنسیت' میسر است.

این نکته، آموزهٔ مهمی در باب ماهیت پیامبری و کار پیامبران است. داستان موسی و گوسفند رمیده، که مولانا در مثنوی می‌آورد، نمونهٔ اعلای این 'بوی جنسیت' است. خداوند، نبوت را شایستهٔ موسی دانست، نه به خاطر قدرتش، بلکه به خاطر رحمتی که در برخورد با گوسفند رمیده نشان داد. موسی خسته و عصبانی، گوسفند را نوازش کرد و به او گفت: «گیرم بر من از رحم نبود / نفس تو بر خود چرا ستم نمود؟» این رحمت و رأفت، همان چیزی است که موسی را لایق پیامبری ساخت و نشان داد که ابزار اصلی پیامبران، 'محبت' است، نه 'ارعاب'. به راستی، 'بنای محبت' است که 'خالی از خلل است' و ابدی می‌ماند، در حالی که بنای رعب، زود فرو می‌ریزد. این رویکرد، در عمق جان آدمی نفوذ می‌کند و با فطرت او سخن می‌گوید، نه اینکه او را به اجبار به راهی بکشاند.

نکات کلیدی

  • معجزات ابزاری برای مقهور کردن دشمنان و اعمال قدرت‌اند، نه جذب قلوب.
  • جذب دل‌ها و ایجاد پیوند پایدار، تنها از طریق «بوی جنسیت» و سنخیت درونی میسر است.
  • کارکرد حقیقی پیامبران، گسترش محبت و رحمت است که با لطف کلام و جاذبهٔ فطری همراه می‌شود.
  • آنچه با قهر و ترس بنا شود، ناپایدار است؛ اما بنای محبت پایدار و بی‌خلل است.
  • سخن حق با لطافت و آشناییِ ذاتیِ خود، دل‌ها را تسخیر می‌کند، نه با قدرت ماوراء طبیعی.

Sources: d6-s24 · 00:39:20 d6-s24 · 00:41:18 d6-s24 · 00:42:39 d6-s12 · 00:15:17 d6-s84 · 04:39:48

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.