لوستل دفتر ۶ د الموطد الکریم کتاب بشپړتیا بيت ۱۲

M6:12 — گفت از بانگ و علالای سگان / هیچ واگردد ز راهی کاروان

گفت از بانگ و علالای سگانهیچ واگردد ز راهی کاروان
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:12

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: (بیت ششم مثنوی دفتری می‌پرسد) گفته شد که آیا کاروانی از سر و صدای سگ‌ها از راه خود بازمی‌گردد؟ معنا: این بیت با یک سوال رتوریک بیان می‌کند که هیاهوی منتقدان یا نادانان، هرگز مسیر حق‌جویان و کاروان حقیقت را تغییر نخواهد داد.

شرح

این بیت در ادامهٔ آن بحث مهم مولانا می‌آید که آیا «راز جز با رازدان انباز نیست» و «راز اندر گوش منکر راز نیست». مولانا با این پرسش رتوریک، نکته‌ای کلیدی را به ما گوشزد می‌کند: دعوت الهی و حرکت کاروان حقیقت، هرگز از هیاهوی نادانان و معارضان باز نمی‌ماند. فرض کنید به من رخصت دهند تا اسراری را آشکارتر بگویم، اما آیا هر گوشی توان شنیدن آن را دارد؟ بی‌شک خیر. همچون بانگ سگان که کاروان را از راه بازنمی‌دارد، انکار و مخالفت منکران نیز موجب توقف گفتن و بیان حق نمی‌شود.

مولانا خود بلافاصله با تمثیل‌های دیگری این معنی را تأیید می‌کند. از جمله می‌گوید: «یا شب مهتاب از غوغای سگ / سست گردد بدر را در سیر تگ؟» یعنی آیا حرکت و سرعت ماه کامل در شب مهتاب، به سبب غوغای چند سگ در بیابان، کند می‌شود یا می‌ایستد؟ بی‌گمان خیر. او در ادامه پاسخ می‌دهد: «نه، مه فشاند نور و سگ غو غو کند / هر کسی بر خلقت خود می‌تند.» این یک اصل جهان‌شمول است: هر موجودی، از ماه که نور می‌افشاند تا سگ که غوغا می‌کند، بر اساس گوهر و سرشت خود عمل می‌کند. قضای الهی، یعنی همان مدیریت الهی، هر کس را به خدمتی گمارده و هر کس را درخور گوهرش می‌آزماید.

من نیز بارها گفته‌ام که مولانا، در تراز بالاترین عرفای جهان، جهان را «کج» نمی‌بیند تا از آن «شکایت» کند. او شکایت‌گر نیست، بلکه «روایت‌گر» است. «من ز جان جان شکایت می‌کنم؟ / من نی‌ام شاکی، روایت می‌کنم.» او نقص را در ادراک ناقص بیننده می‌بیند. اگر سگ از نعرهٔ بیماری‌آور خود بازنمی‌ماند، چرا ماه باید از نورافشانی و رهبر از سیر خود دست بکشد؟

پس، این بیت نه تنها به ما تصویری از استقامت می‌بخشد، بلکه ریشه‌های این استقامت را در توحید افعالی و ایمان به نظامی متعادل و کامل نشان می‌دهد. جایی که حتی اضداد نیز با یکدیگر در توازن‌اند و هر یک جایگاه خود را در هستی دارند. اینچنین است که دعوت به حق، فارغ از میزان قبول یا رد شنوندگان، ادامه می‌یابد؛ همچون نوح که نهصد سال دعوت می‌نمود، با وجود آنکه انکار قومش دم به دم می‌افزود.

نکات کلیدی

  • حقیقت و دعوت الهی، از هیاهوی منتقدان و نادانان بازنمی‌ایستد.
  • حرکت کاروان حق، به استقامت ماه در برابر بانگ سگان می‌ماند.
  • هر موجودی بر اساس خلقت و سرشت خود عمل می‌کند و راه خویش را می‌رود.
  • مولانا جهان را کج نمی‌بیند تا از آن شکایت کند؛ او روایت‌گر است نه شاکی.
  • این تمثیل، پاسخی قاطع به منکران راز و منتقدانی است که قصد دلسرد کردن حق‌جویان را دارند.

Sources: d6-s01 · 00:45:03 d6-s01 · 00:47:25 d6-s47 · 00:41:01

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.