لوستل دفتر ۶ د ناروغ کیسې ته بیرته راګرځیدل بيت ۱۳۳۸

M6:1338 — ای زننده بی‌گناهان را قفا / در قفای خود نمی‌بینی جزا

ای زننده بی‌گناهان را قفادر قفای خود نمی‌بینی جزا
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1338

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ای کسی که به بی‌گناهان پس‌گردنی می‌زنی، در پشت سر خود جزایش را نمی‌بینی؟ معنا: این بیت خطاب به کسانی است که به دیگران آسیب می‌رسانند یا غیبت می‌کنند، و هشدار می‌دهد که جزای اعمالشان به خودشان باز خواهد گشت.

شرح

این بیت، خطاب به ما آدمیان است، به ضعف‌ها و کوری‌های ما. مولانا قصهٔ دَرویش و رنجور را رها می‌کند تا نکته‌های نابی را در باب ذات بشر بازگوید. می‌گوید اکثر مردم «رنجور دق و بیچاره‌اند»، نه فقط به معنای سل فیزیکی، بلکه به یک بیماری درونی، یک نوع مالیخولیا و درماندگی مبتلایند؛ و از «خدع دیو، سیلی‌باره‌اند». این «سیلی‌باره بودن» یعنی همواره آمادهٔ سیلی زدن به دیگران، از خشم یا عدم خویشتن‌داری یا صرفاً از سر لذت مردم‌آزاری. اینها همه مکر شیطان است که آدمی را به این کردارها می‌گمارد.

این آدمیان بیمار، «در ایذای بی‌جرمان حریص» هستند و «در قفای همدگر جویان نقیص». یعنی حریص بر آزار بی‌گناهان و همواره در پی کشف و نشر عیب‌های همدیگرند. مولانا غیبت کردن و عیب‌جویی از پشت سر را همچون سیلی زدن به قفا می‌داند. در اینجاست که پرسش اصلی بیت مطرح می‌شود: «ای زننده بی‌گناهان را قفا / در قفای خود نمی‌بینی چرا؟» ای کسی که این‌چنین به دیگران پس‌گردنی می‌زنی، چرا اثر و جزای این عمل را در سرنوشت خود، در پشت سر خود، نمی‌بینی؟ این همان «خویشتن‌شناسی» است که مولانا آن را «اصول اصول اصول الدین» می‌خواند. چگونه است که ما «کور خودیم و بینای دیگران»؟

مولانا ادامه می‌دهد که «ای هوا را طب خود پنداشته / بر ضعیفان صفع را بگماشته». آن‌که هوای نفس خود را طبیب خود پنداشته و کارش آزار ضعیفان است، باید بداند که «بر تو خندید آن که گفتت این دواست / اوست کآدم را به گندم رهنماست». کسی که هوای نفس را دوای تو خواند، بر تو خندید؛ او همان شیطان است که آدم را به گندم راهنمایی کرد و سبب هبوطش شد. این شیطان بود که به آدم قفا زد و او را لغزانید، اما آن قفا برگشت و جزایش بر خود شیطان افتاد و از درگاه حق رانده شد. این سرنوشت محتوم هر کس است که به دیگران ستم کند.

اما مولانا در اینجا هشداری جدی به ما می‌دهد. ما نباید خود را با آدم و خلیل و کلیم قیاس کنیم. «کوه بود آدم اگر پرمار شد / کان تریاق است و بی‌اضرار شد». آدم مانند کوهی بود که اگر پر از مار هم می‌شد، خود به پادزهر تبدیل می‌گشت و گزندی نمی‌رساند. اما تو «که تریاقی نداری ذره‌ای / از خلاص خود چرایی قره‌ای؟» تو که آن مقام و پشتوانهٔ الهی را نداری، چرا این‌قدر مغرور و دلخوش به نجات خویشتنی؟ کار پاکان را قیاس از خود مگیر. تو ابراهیم نیستی که متوکلانه فرزندت را به قربانگاه ببری و تیغت نَبُرد. تو موسی نیستی که دریا برایت شکافته شود و فرعون نیستی که در قعر نیل غرق شوی. این بزرگان مؤید به تأیید الهی و دارای مأموریتی ویژه بودند، اما ما آدمیان عادی چنین نیستیم.

جهان پر از «صد هزاران دام و دانه» است و «ما چو موران ضعیف بی‌وفا» در معرض لغزشیم. دام‌ها تنها بیرون از ما نیستند؛ شهوت و غضب، اهوا و هوس‌ها، همین‌ها دام‌های ما هستند و شیطان همان نفس امارهٔ ماست. خداوند ما را در جهانی آفریده که شیطان در آن فعال است، اما راهنمایان بیرونی (پیامبران و حکیمان) و راهنمای درونی (عقل) نیز داده است. ما باید نهایت هشیاری و بصیرت را داشته باشیم و نباید خود را به امتحان‌های سخت و داوری‌های دشوار بیفکنیم. مولانا می‌گوید «ابتلایم می‌کنی یا رب مکن / مذهبی‌ام بخش و ده مذهب مکن». ما فاقد آن بینایی و توانیم که در مواجهه با ده‌ها راه، راه صحیح را تشخیص دهیم. پس تواضع پیشه کنیم و به ضعف خود واقف باشیم تا به ورطهٔ هلاکت نیفتیم.

نکات کلیدی

  • عیب‌جویی و غیبت‌کردن از دیگران، همچون سیلی زدن به قفاست؛ عملی که جزایش به خود فرد بازمی‌گردد.
  • مردم رنجور دقّ بیماری درونی هستند که از فریب شیطان برآمده و آنان را به آزار دیگران وا می‌دارد.
  • خویشتن‌بینی و توجه به عیوب خود، از مهمترین ارکان دین و رهایی از عیب‌جویی دیگران است.
  • اطاعت از هوای نفس، همان فریب شیطانی است که آدم را از بهشت راند و ما را به هلاکت می‌کشاند.
  • نباید خود را با پیامبران و اولیای الهی قیاس کرد؛ آنان پشتوانهٔ خاص داشتند و ما در معرض لغزشیم.
  • دام‌های شیطان درونی‌اند (شهوت، غضب، هوس) و هشیاری و تواضع در برابر ضعف‌های خود، تنها راه نجات است.

Sources: d6-s27 · 10:31:22 d6-s27 · 11:00:22 d6-s27 · 11:28:22 d6-s27 · 11:53:22

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.