لوستل دفتر ۶ د ناروغ کیسې ته بیرته راګرځیدل بيت ۱۳۴۵

M6:1345 — تو که تریاقی نداری ذره‌ای / از خلاص خود چرایی غره‌ای

تو که تریاقی نداری ذره‌ایاز خلاص خود چرایی غره‌ای
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1345

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: تو که حتی ذره‌ای پادزهر (تریاق) نداری، چرا به رهایی و نجات خود اینقدر مغروری و فریب‌خورده‌ای؟ معنا: این بیت به انسان هشدار می‌دهد که بدون داشتن آمادگی روحی و پادزهر معنوی در برابر فریب‌ها و خطرات راه، نباید از نجات و عاقبت به خیری خود مطمئن و مغرور باشد.

شرح

این بیت، هشداری سخت و قاطع است از مولانا به انسان‌های عادی، تا خود را با پیامبران و اولیای حق قیاس نکنند. مولانا پیش‌تر از آدم سخن می‌گفت که چگونه شیطان او را فریفت، اما پشتیبانی حق، آن «صفع» یا پس‌گردنی شیطان را برای آدم به لطف و پادزهر بدل کرد. آدم به مثابه «کوه» بود، کوهی که حتی اگر «پر مار» (یعنی پر از شر و زهر) شود، بدل به «کان تریاق» (معدن پادزهر) می‌گردد و از او جز خیر و شفا برنمی‌آید؛ وجودش چنان کارخانهٔ شیمیایی‌ است که زهر را به پادزهر تبدیل می‌کند.

اما مولانا می‌پرسد: «تو که تریاقی نداری ذره‌ای؟» تو که آن مقام و پشتوانهٔ الهی را نداری، تو که کوه نیستی، بل «یک ریگ کوچکی»، چرا «غره‌ای»؟ چرا این‌قدر مغروری و خیالات واهی تو را فراگرفته که فکر می‌کنی در همه حال از مهلکه‌ها نجات خواهی یافت و پشتیبانی الهی شامل حالت می‌شود؟ این غرور و اطمینان بی‌جا از خود، خطرناک‌ترین دام است.

مولانا صراحتاً می‌گوید: «کار پاکان را قیاس از خود مگیر.» خودت را با ابراهیم خلیل مقایسه مکن که چون به او امر شد فرزندش را ذبح کند، متوکلانه تیغ برداشت، اما خداوند دستش را گرفت و تیغش را کند کرد. آن توکل «خلیلانه» او را نجات داد و تیغش را بی‌اثر ساخت. تو که آن توکل خلیلانه را نداری، چه می‌دانی که تیغت «برا» نخواهد بود و گلوی فرزندت (نماد اعمال ناصواب) را نخواهد برید؟ یا خود را با موسی کلیم مقایسه نکن که «شهر را قعر نیل» کرد؛ او سینۀ بحر را شکافت و گذشت، اما فرعون در آن غرق شد. تو موسی نیستی که خود را به آب بزنی؛ غرق خواهی شد.

جهان سرشار از «صد هزاران دام و دانه» است که شیطان و نفس اماره گسترده‌اند. این دام‌ها در بیرون ما نیستند، که در درون ما و در شهوات و اهوای سرکش ماست. آدمی بر «طناب» دنیا راه می‌رود و اگر «رسن‌بازی» نداند، نباید خود را به معرض امتحانات سخت و داوری‌های دشوار قرار دهد. انسان عادی در یک «ده مذهب» یا چندراهی، «طاقت داوری صحیح» ندارد و ممکن است در دام لغزش بیفتد.

پیام بیت، دعوت به نهایت هشیاری، بصیرت و اذعان به ضعف خویش است. نباید خودپسندی ما را فرا بگیرد و خود را در مقامی ببینیم که نیستیم. اگر تریاقِ باطنی، یعنی آن پشتوانهٔ الهی و آن قدرت کیمیاییِ تبدیل زهر به پادزهر را نداریم، احتیاط واجب است؛ نباید به سمت شبهات و خطراتی گام نهاد که حتی تردید داریم شهدند یا زهر، چه رسد به اینکه خود را از خطرِ آن‌ها رها بدانیم. این همان توصیهٔ ابوسلیمان دارانی است که می‌گفت: اگر در چیزی شک داری که شهد است یا زهر، و پادزهری نداری، بهتر است از آن پرهیز کنی و عقب بکشی.

نکات کلیدی

  • خود را با پیامبران و اولیای الهی قیاس نکنید؛ پشتیبانی و مأموریت آنها خاص بود.
  • فریب غرور و اطمینان بی‌جا نسبت به نجات خود را نخورید؛ جهان پر از دام‌های پنهان است.
  • «تریاق» در اینجا نماد پادزهر درونی و قدرت الهی برای تبدیل شر به خیر است که هر کسی آن را ندارد.
  • قدم در راه‌هایی که شک دارید شهدند یا زهر، نگذارید، خصوصاً اگر فاقد پادزهر (بصیرت روحی) هستید.
  • احتیاط، تواضع، و اذعان به ضعف خویش، کلید رهایی از دام‌های نفس و شیطان است.

Sources: d6-s27 · 11:28:22 d6-s27 · 11:53:22 d6-s28 · 05:27:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.