لوستل دفتر ۶ د ناروغ کیسې ته بیرته راګرځیدل بيت ۱۳۴۸

M6:1348 — گر سعیدی از مناره اوفتید / بادش اندر جامه افتاد و رهید

گر سعیدی از مناره اوفتیدبادش اندر جامه افتاد و رهید
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1348

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگر فردی خوش‌شانس (سعید) از بلندی مناره‌ای سقوط کرد، باد زیر جامه‌اش افتاد و او را نجات داد. معنا: این بیت اشاره دارد به موقعیت‌های نادری که فردی بدون هیچ آمادگی، تنها به خاطر شانس و اقبال از مهلکه‌ای بزرگ رهایی می‌یابد.

شرح

دوستان عزیز، می‌بینید که مولانا، همیشه دعوت‌گر احتیاط و پرهیز از بی‌باکی است. او پیوسته بر این نکته تأکید می‌کند که انسان نباید خود را عمداً به مهلکه‌ها بیفکند، به‌ویژه اگر پادزهر و آمادگی لازم برای مواجهه با خطرات را ندارد. همین که در مسیری شبهه‌ای یا ابهامی باشد، عقل حکم می‌کند که پا پس کشیم و خود را به خطر نیندازیم. این بیت، در پی همین پند و اندرز می‌آید.

من می‌خواهم روشن کنم که این بیت یک «استثنای نادر» را بیان می‌کند، نه یک قاعدهٔ عمومی یا مسیری که بتوان از آن الگو گرفت. مولانا می‌گوید که گاهی ممکن است انسانی، آن هم «سعیدی»، یعنی خوش‌اقبالی، از بالای یک منارهٔ بلند بیفتد و از قضا، باد زیر جامه‌اش افتد و او را از هلاکت برهاند. این یک معجزهٔ کوچکِ اتفاقی است، یک بختِ حسن و اقبالِ استثنایی. اما مولانا بلافاصله گوشزد می‌کند که مبادا این واقعهٔ نادر، شما را به ورطهٔ تهور و بی‌باکی بیفکند. او می‌پرسد: «چون نصیبت نیست آن بخت حسن / تو چرا بر باد دادی خویشتن؟» چرا خود را به چنین خطری می‌اندازی در حالی که می‌دانی این شانس و این بخت نیکو، نصیب تو نیست؟

او به روشنی می‌گوید: «سرنگون افتادگان زیر منار / می‌نگر صدها هزار اندر هزار». نگاه کن که صدها هزار نفر، بل‌که هزاران هزار نفر، در چنین مسیرهایی به هلاکت افتاده‌اند. آن یک نفرِ خوش‌شانس، نباید معیار عمل تو باشد. مولانا به ما می‌آموزد که رسن‌بازی نمی‌دانیم، یعنی مهارت طناب‌بازی و این هنرهای آکروباتیک را نداریم. پس جایز نیست که از کسانی که مهارتی در این فن دارند یا از اتفاقات نادری که برای خوش‌شانس‌ها رخ می‌دهد، تقلید کنیم. «شکر پاها گو و می‌رو بر زمین»، یعنی شکرگزار باش که پاهای سالمی داری و می‌توانی روی زمین به سلامت راه بروی. پا در وادی‌های خطرناک نگذار. به تعبیر دیگر، این بیت، اخطار مولاناست در برابرِ قهرمان‌نمایی‌های بی‌جا و آزمون‌های نابخردانهٔ روحی و عملی.

ما در طول تاریخ، نمونه‌های فراوانی از این تهورهای بیجا دیده‌ایم؛ از کسانی که پرهای عقاب به خود بستند و خیال پرواز داشتند، مانند جواهری لغوی که از علمای بزرگ بود و از بالای مناره‌ای سقوط کرد و جان باخت. اینها شواهدی است که نشان می‌دهد این سعیدی که مولانا از آن یاد می‌کند، یک اتفاق یک در میلیون است و هرگز نباید مبنای تصمیم و عمل قرار گیرد. انسان عادی، بدون پشتوانهٔ الهی خاص یا آمادگی عمیق روحی، باید از این مهلکه‌ها دوری کند. این پیام مولانا، همیشه تازه و راهگشاست.

نکات کلیدی

  • بپرهیزید از تهور بی‌جا و ورود به راه‌های خطرناک بدون آمادگی لازم.
  • مبنای عمل خود را بر استثنائات خوش‌شانسی و بخت نیکو قرار ندهید.
  • همیشه خطراتِ بی‌باکی برای هزاران نفر به هلاکت انجامیده است، نه نجات معجزه‌آسا.
  • مهارت و آمادگیِ واقعی را جایگزین تقلید از قهرمانان یا امید به اقبال کنید.
  • شکرگزار نعمت‌های حاضر و راهِ امن باشید و خود را بیهوده به مخاطره نیندازید.

Sources: d6-s28 · 06:12:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.