لوستل دفتر ۶ د ناروغ کیسې ته بیرته راګرځیدل بيت ۱۳۶۴

M6:1364 — در مدارس طالب علمی که نیست / در صوامع طالب حلمی که نیست

در مدارس طالب علمی که نیستدر صوامع طالب حلمی که نیست
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1364

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: در مدرسه‌ها، دانش‌آموزان پیگیر دانشی هستند که هنوز در اختیارشان نیست؛ و در صومعه‌ها، عابدان طالب حلم و آرامشی هستند که هنوز بدان دست نیافته‌اند. معنا: این بیت بیان می‌کند که انسان همواره در پی چیزهایی است که از آنها بی‌بهره است و هنوز به دست نیاورده است، خواه این چیز دانش باشد یا بردباری و آرامش.

شرح

این دو بیت، حکایتِ همیشگیِ انسان را بازمی‌گویند: حکایتِ طلبِ آنچه که نیست، آنچه که هنوز به چنگ نیامده، آنچه که از آن بی‌بهره‌ایم. مولانا، با نگاهِ تیزبینِ خود، به ما نشان می‌دهد که تمامیِ فعالیت‌های روزمره‌ی ما، از تحصیلِ علم در مدارس گرفته تا عزلت‌نشینی برای کسبِ آرامش در صومعه‌ها، همه و همه تلاشی است برای پُر کردنِ «نیستی»های وجودمان. ما پیوسته در پیِ «نو» هستیم؛ آنی که پیشتر نبوده و کهنه نشده است. انسانِ عاقل، روز و شب در تکاپوی چیزی است که «نیست».

من این را تذکر داده‌ام که مولانا در اینجا دو نگاه را در هم می‌آمیزد. در سطحِ اول، او گویی مردمان را ملامت می‌کند که چرا «هست»ها را رها کرده و به دنبال «نیست»های ظاهری می‌روند – نیست‌هایی که گاه سرابی بیش نیستند. اما در لایه‌ای عمیق‌تر، مولانا می‌خواهد از این مثال‌ها عبور کند و ما را به سوی فهمی ژرف‌تر از «فقر و عدم» صوفیانه ببرد. این همان «عدم»ی است که مخزنِ بی‌کرانِ صنعِ الهی است؛ جایی که تمامِ «هست»های نیامده در آنجا به ودیعه نهاده شده‌اند. گویی ما با مرکبِ اراده و طلب، به سوی این «نیستی»ها می‌شتابیم تا آنها را «هست» کنیم؛ علمی را که نداریم بجوییم، سودی را که نبرده‌ایم به دست آوریم، و آرامشی را که نیافته‌ایم بیابیم.

به بیانِ دیگر، مولانا می‌گوید که این جهانِ مشهود، تمامِ واقعیت را در خود ندارد؛ مخزنِ صنعِ خدا بس بزرگ‌تر و فراوان‌تر است. تا آنچه امروز هست نَرود، فردایی نمی‌آید. این کششِ انسان به سوی «نیستی»ها، در واقع تلاشی برای تحققِ آینده‌ای است که در بطنِ «عدم» الهی پنهان است. این طلب، نه یک ضعف، که نشانه‌ی فطرتِ جوینده و گسترش‌یابنده‌ی انسان است که می‌خواهد از محدودیت‌های کنونیِ خود فراتر رود و در دریای بی‌کرانِ معارف الهی شناور شود. این است معنیِ راستینِ فقرِ وجودی که بابِ وصال به غنای بی‌منتهای حق را می‌گشاید.

نکات کلیدی

  • انسان ذاتاً در پی کمال و آنچه نیست حرکت می‌کند.
  • همه فعالیت‌های روزمره، از تحصیل علم تا سلوک روحانی، تلاشی برای پُر کردن «نیستی»های وجودی است.
  • «نیستی» در اینجا هم به معنای نقص و هم به معنای مخزن بی‌کرانِ خلقت الهی است.
  • مولانا از این بیت برای عبور از طلبِ ظاهری به «فقر و عدم» حقیقی صوفیانه بهره می‌برد.
  • طلبِ «نیست» بیانگر فطرت جوینده و گسترش‌یابنده انسان است.
  • هدف غایی این طلب، وصول به غنای بی‌منتهای حق است.

Sources: d6-s28 · 28:40 d6-s28 · 29:59 d6-s28 · 32:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.