لوستل دفتر ۶ لیس للماضین هم الموت انما لهم حسرة الفوت بيت ۱۴۵۹

M6:1459 — چون غبار نقش دیدی باد بین / کف چو دیدی قلزم ایجاد بین

چون غبار نقش دیدی باد بینکف چو دیدی قلزم ایجاد بین
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1459

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چون غبار صورت‌ها را دیدی، بادِ [برانگیزاننده] را نیز ببین؛ چون کفِ [دریا] را مشاهده کردی، اقیانوسِ آفرینش را زیر آن ببین. معنا: این بیت دعوتی است به فراتر رفتن از ظواهرِ گذرای عالم و نگریستن به اصل پنهان و حقیقت معنابخش هستی، که همان دریای آفرینش است.

شرح

این بیت، چکیده و خلاصهٔ معرفتِ عارفانهٔ مولانا و در حقیقت، جوهرِ سخن مثنوی است: هرگز در ظاهر و صورتِ پدیده‌ها درنگ مکنید. آنگاه که «نقش» را، که غباری بیش نیست، می‌بینید، بدانید که بادی پنهان آن را برانگیخته است. و چون «کف» را، که نمودِ سطحیِ چیزی‌ست، مشاهده می‌کنید، دریابید که «قلزمِ ایجاد» و دریای آفرینش در زیر آن موج می‌زند.

این نگریستن عمیق، از جمله بنیادهایِ تصوف خراسانی و در عین حال، پاسخ مولانا به بزرگترین حسرت آدمی‌ست. حسرت مردگان، به تعبیر حدیث نبوی که مولانا بدان اشاره می‌کند، «همّ موت» نیست، بلکه «حسرت فوت» است. یعنی غصه‌شان این نیست که چرا مُردیم، بلکه دریغشان از آن است که چرا فرصت‌ها را در دنیا از دست دادیم. و این فرصت‌ها در چه کاری از کف رفته‌اند؟ در ایستادن بر سرِ «نقش‌ها» و ندیدن «معنا»ی پنهانِ زیرِ آن. آدمی، عمر خود را صرفِ خیالات و اوهام کرده و به جای شناگری در دریای معنا، بر روی کَفِ وجود باقی مانده است.

مولانا این حالت را «دوبینی» یا «احولی» می‌نامد؛ دیدن کثرت به جای وحدت، درحالی‌که واقعیت یکتاست و این ما هستیم که کثرت را بر آن می‌افکنیم. همانند آن شاگردی که یک شیشه را دو شیشه می‌دید تا آنکه استادش امر کرد تا سنگ بردارد و یکی را بشکند و وقتی چنین کرد، دید شیشه‌ای در کار نیست. این دوبینی باعث می‌شود که ما به «نقش‌ها» دل ببندیم و «قلزم ایجاد» را نادیده بگیریم. تمام «نقش‌ها» و «کف‌ها»، هرچند ظاهرشان متکثر باشد، جملگی از یک «قلزم» برخاسته‌اند و به سوی همان بازمی‌گردند. غبار بدون باد نیست، و کف بدون دریا نمی‌تواند بجنبد.

پس، راه نجات از این حسرت و راه وصول به حقیقت، در «نظر» است. مولانا تأکید می‌کند: «ما همه چشمیم، باقی جمله پوست». حقیقتِ وجود ما همین «نظر» و دیدن است، دیدنی نافذ و ژرف. این همان «کانتِمپلِیشِن» یا همان نگاهی‌ست که آدمی را به عمق کائنات و خودش می‌رساند. این نه فقط دیدن با چشم ظاهر، بلکه دیدن با چشم باطن است؛ آنگاه که عارفان سرمه بر چشم می‌کشند تا چشمشان چون جوی باریک به دریا مبدل گردد. این دیدن، همانند نگاه کردن به طعام در قرآن کریم است که باید از صرف لذت عبور کرده و به عمق وجود و منشأ و کارکرد آن پی برد. این «نظر» است که آدمی را می‌سازد و به کار او می‌آید، درحالی‌که باقی جسم او، تنها «شحم و لحم» بی‌خاصیت است.

به همین سیاق، «مرگ» نیز در نگاه مولانا، نه صرفاً مرگ جسمانی، بلکه «ترک تعلقات» و «رها کردن زوائد» است. این مرگی‌ست که «مخزن هر دولت» است، چرا که آدمی را از دل‌بستگی به «نقش‌ها» و «کف‌ها» رهانیده و به سوی «قلزم ایجاد» سوق می‌دهد. در این دیدگاه، «جدایی» (separation) هرگز به معنای «تنهایی» (loneliness) نیست، چرا که «قلزم ایجاد» همواره حاضر است و «کل یوم هو فی شأن». این ماییم که از حضورِ بی‌وقفهٔ آن غافل و دوریم، نه آن‌که حقیقت خود را پنهان کرده باشد. وظیفهٔ ماست که با نگاهی نافذ، از کف به دریا، و از غبار به باد برسیم و اتصال خود را با آن اصل بی‌صورت و بی‌کرانِ هستی باز یابیم.

نکات کلیدی

  • فراتر از ظواهرِ گذرای جهان بنگریم و به باطن هستی نظر کنیم.
  • هر صورت و نمودِ کفی، علتی پنهان و معنایی عمیق‌تر دارد.
  • «قلزم ایجاد» (اقیانوس آفرینش) حقیقتِ زیرین و بی‌کرانِ تمامی پدیدارهاست.
  • بزرگترین حسرتِ آدمی، از غفلت او از معنای حقیقی و درنگ در ظواهر ناشی می‌شود.
  • دیدن حقیقی، عبور از دوبینی و «احولی» است که کثرت را به جای وحدت می‌نشاند.
  • وصول به «خودِ صادق» و رهایی از «خودِ کاذب» در گرو ترک تعلقات و رسیدن به این دریای معناست.

Sources: d6-s30 · 00:08:30 d6-s30 · 00:10:53 d6-s30 · 00:19:50 d6-s30 · 00:21:40 d6-s30 · 00:23:12 s01 [00:00:00] (General understanding of Mowlana as sea-like) s05 [00:00:00] (Jodā'ī vs. tanhā'ī, God's omnipresence) s10 [01:00:21] (Kaf-e daryā, soul vs body)

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.