لوستل دفتر ۶ لیس للماضین هم الموت انما لهم حسرة الفوت بيت ۱۴۶۷

M6:1467 — جمله استادان پی اظهار کار / نیستی جویند و جای انکسار

جمله استادان پی اظهار کارنیستی جویند و جای انکسار
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1467

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: همهٔ استادان، برای ابراز کار خویش، نیستی و جای فروتنی می‌جویند. معنا: مولانا می‌گوید که هر هنرمند و کاردانی، برای آنکه اثری نو بیافریند، به فضایی تهی و عاری از پیش‌زمینه‌ها نیاز دارد؛ درست همچون دلی که با انکسار و تواضع، خود را از تعلقات خالی می‌کند تا پذیرای کار حق شود.

شرح

این بیت، حقیقتی ژرف را دربارهٔ ماهیت آفرینش و نسبت آن با نیستی آشکار می‌کند. مولانا قاطعانه می‌فرماید که «جمله استادان پی اظهار کار، نیستی جویند و جای انکسار». چه مراد از این «استادان» هنرمندان باشند، چه صنعتگران، و چه حتی پروردگار عالمیان، قاعده یکی است: برای اینکه کاری نو و اصیل سر برآورد، باید فضایی خالی فراهم شود.

من خود این را بارها تأکید کرده‌ام که هر خلقی از نیستی آغاز می‌شود. همانند یک معمار که برای ساختن خانه‌ای باشکوه، زمینی بایر و خالی را طلب می‌کند، یا کشاورزی که برای بذرپاشی، مزرعه‌ای نکاشته را برمی‌گزیند، و یا نقاشی که بوم سفید و دست‌نخورده را برای نقش‌اندازی خویش می‌جوید. این «نیستی»، همان «کارگاه اصلی» است؛ آن خلا و بی‌نشانی و تهی‌ای که ظرفیت آفرینش را در خود پنهان دارد.

همین قاعده در مورد انسان نیز صادق است. برای آنکه «کار حق» در دل انسان جلوه کند، دل باید از «غرض و مرض و پیش‌فرض‌ها و پیش‌فهم‌ها و تعلقات و اشتیاقات و هواها و هوس‌ها» خالی شود. این همان «جای انکسار» است. «انکسار» در اینجا به معنای تواضع و فروتنی دروغین نیست، بلکه شکستن نفس و ذلت حقیقی است؛ یعنی از خود تهی شدن و خود را همچون بومی سپید برای نقش‌آفرینی الهی آماده کردن. این مقامی است که درویشان و اهل سلوک در پی آن‌اند و به همین دلیل بر همگان سبقت می‌جویند.

پس، آن «استاد استادان صمد» نیز «کارگاهش نیستی و لا بود». یعنی خداوند در جایی کار می‌کند و اثر خود را می‌نهد که هیچ‌چیز از پیش نباشد؛ جایی که نفس آدمی از مدعیات و تصرفات و تعلقات خالی شده باشد. هر جا که این «نیستی» و خلاء درونی فزون‌تر باشد، آنجا «کار حق و کارگاهش آن سر» است. این نکته‌ای است بنیادین در عرفان و سلوک؛ زیرا بدون این تهی‌سازی و انکسار درونی، جایی برای جلوه‌گری حقیقت گشوده نخواهد شد.

نکات کلیدی

  • خلق هر چیز نو، چه هنری و چه الهی، از بستر «نیستی» و فضای تهی آغاز می‌شود.
  • «نیستی» در اینجا به معنای بوم خالی، زمین نکاشته، یا دلی عاری از تعلقات است.
  • «انکسار» (تواضع حقیقی و شکستن نفس) شرط لازم برای آماده‌سازی دل انسان برای «کار حق» است.
  • خداوند در جایی کار می‌کند که زمین وجود آدمی از پیش‌فرض‌ها و مدعیات نفس خالی باشد.
  • درویشان و سالکان، با تلاش برای رسیدن به مقام «نیستی» (تهی شدن از خود کاذب)، در مسیر معنویت پیشگام‌اند.

Sources: d6-s30 · 00:27:44 d6-s30 · 00:32:58 d6-s30 · 00:23:12

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.