لوستل دفتر ۶ یو ځل بیا د صوفي او قاضي کیسې ته راګرځیدل بيت ۱۵۰۶

M6:1506 — رفت صوفی سوی آن سیلی‌زنش / دست زد چون مدعی در دامنش

رفت صوفی سوی آن سیلی‌زنشدست زد چون مدعی در دامنش
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1506

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: صوفی به سوی آن کس که سیلی زده بود رفت، همچون مدعی که دامن کسی را می‌گیرد، دست به دامان او زد. معنا: صوفی، به جای انتقام شخصی، آن مرد سیلی‌زن را که در آستانه مرگ بود، برای اجرای عدالت نزد قاضی برد.

شرح

این بیت در ادامهٔ داستان صوفی و مرد سیلی‌زن می‌آید؛ داستانی که مولانا آن را برای روشن کردن پیچیدگی‌های قضاوت و مسئولیت انسانی روایت می‌کند. صوفی، که خود سیلی خورده بود، در اوج مروّت و درایت، از انتقام شخصی دست می‌شوید. چرا؟ زیرا درمی‌یابد که سیلی‌زن در آستانهٔ مرگ است و اگر صوفی او را به دست خود قصاص کند، خونش به گردن صوفی خواهد افتاد. اینجاست که صوفی به جای عصبانیت و خشم، به عقل و تدبیر روی می‌آورد.

من همیشه تاکید کرده‌ام که در نزاع‌ها و داوری‌ها، ما هرگز نمی‌توانیم آینهٔ خود باشیم یا ترازوی خود را به دست گیریم. خودخواهی ما مانع از داوری عادلانه دربارهٔ خودمان یا دیگران می‌شود. به همین دلیل، در نزاع بین دو نفر، همیشه نیاز به یک «سومی» است؛ سومی که هم آینه باشد و هم ترازو. در این داستان، صوفی آن مرد سیلی‌زن را "چون مدعی در دامنش" گرفت و "اندر آوردش بر قاضی کشان". یعنی او را به محضر یک داور بی‌طرف، یک قاضی، می‌برد تا او قضاوت کند. این یک عملِ صد در صد مسئولانه است؛ صوفی نمی‌گوید که من حق دارم و باید خودم تلافی کنم، بلکه به پیامدهای عمل خود می‌اندیشد و می‌داند که داوریِ منصفانه از طریق یک نهاد بی‌طرف ممکن است.

در ابیات بعدی، مولانا به قدرت قاضی در تعیین «تعزیر» اشاره می‌کند. تعزیر، مجازاتی است که مقدارش در شرع معین نشده و به اختیار قاضی است، برخلاف «حد» که مقدارش ثابت است. مولانا به وضوح می‌گوید که اگر قاضی کسی را به تعزیر محکوم کند و آن فرد حتی در اثر زخم دره (تازیانه) بمیرد، خون او «هدر» است و قاضی مسئول نیست؛ چرا که قاضی «نایب حق است و سایه عدل حق». این نشان می‌دهد که مولانا به دستگاه قضاوت و لزوم وجود نهادی که بتواند به طور عینی و مسئولانه داوری کند، اهمیت فراوان می‌دهد. این کار صوفی نه فقط گواهی بر مروت اوست، بلکه نمونه‌ای از مسئولیت‌پذیری اجتماعی و اخلاقی است که از فتنه‌انگیزی و تشدید نزاع جلوگیری می‌کند.

نکات کلیدی

  • مروت و درایت صوفی در پرهیز از انتقام شخصی، حتی در مواجهه با ظلم آشکار.
  • ضرورت مراجعه به یک داور یا قاضی بی‌طرف (یک «سومی») برای قضاوت عادلانه، فراتر از خودخواهی‌های فردی.
  • در نظر گرفتن پیامدهای عمل، به ویژه در موقعیت‌های حساس (مانند نزدیکی به مرگ سیلی‌زن).
  • قاضی، به عنوان «نایب حق» و مجری عدالت، از اختیار تعیین «تعزیر» برخوردار است و حتی در صورت مرگ متهم، مسئولیت مستقیم متوجه او نیست.
  • اهمیت نظام قضایی در جلوگیری از فتنه‌انگیزی و خشونت خودسرانه، و برقراری نظم اجتماعی و اخلاقی.

Sources: d6-s32 · 38:38:00 d6-s32 · 39:50:00 d6-s32 · 41:13:00 d6-s32 · 43:24:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.