لوستل دفتر ۶ یو ځل بیا د صوفي او قاضي کیسې ته راګرځیدل بيت ۱۵۲۰

M6:1520 — ور پدر زد او برای خود زدست / لاجرم از خونبها دادن نرست

ور پدر زد او برای خود زدستلاجرم از خونبها دادن نرست
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1520

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگر پدر فرزند را زد، او برای خود زد. لاجرم از پرداخت خون‌بها رهایی نیافت. معنا: این بیت بیان می‌کند که عملی که از سر خودخواهی و برای منافع شخصی انجام شود، پیامدهای آن بر عهدهٔ خودِ فاعل است و از مسئولیت آن نمی‌توان گریخت.

شرح

این بیت از تمثیلات فقهی مولاناست که برای تبیین یک حقیقت بلند عرفانی به کار رفته است. مولانا در اینجا به نکته‌ای دقیق در باب مسئولیت و عاملیت اشاره می‌کند که در تمایز میان عمل خودخواسته و عمل بی‌خودی نهفته است. او ابتدا مثالی از احکام فقهی دیه مطرح می‌کند: اگر پدری فرزند خود را تأدیب کند و فرزند در اثر آن آسیب ببیند یا بمیرد، پدر مسئول است و باید خون‌بها بپردازد، چرا که این عمل را "برای کار خویش زد." یعنی پدر از سر خودخواهی، برای تأمین منافع یا خواسته‌های شخصی‌اش (مثلاً اطاعت فرزند، احترام به حرف او)، دست به این تأدیب زده است.

در مقابل، معلمی را مثال می‌زند که شاگردش را در مسیر آموزش تنبیه می‌کند و شاگرد آسیب می‌بیند؛ در این حالت معلم ضامن نیست. چرا؟ چون عمل معلم، به تعبیر مولانا، از روی "بی‌خودی" و به نیابت از حق و برای مصلحت شاگرد است. معلم در اینجا "نایب و امین" است، نه فاعل اصلی که ارادهٔ شخصی‌اش را اعمال می‌کند. این تمایز حیاتی است: هرگاه عملی از سر «خودی» و برای منافع شخصی باشد، پیامدهای آن مستقیماً بر عهدهٔ فاعل است و او «لاجرم از خون‌بها دادن نرست»؛ اما آنگاه که عمل از «بی‌خودی» و در مقام وسیله و آلت حق انجام شود، مسئولیت از فاعلِ ظاهری برداشته می‌شود.

مولانا در ادامه این درس را با کمال وضوح بیان می‌کند: «پس خودی را سر ببر ای ذوالفقار / بی‌خودی شو، فانیی درویش‌وار.» این نهیبِ صریح، جوهر پیام مولاناست. او ما را به کشتن نفس و رهایی از «خودی» فرامی‌خواند تا به مرتبهٔ «بی‌خودی» برسیم. در این مرتبه، عمل ما دیگر از ما نیست، بلکه از حق است. این همان سرّ آیهٔ شریفهٔ «ما رمیت اذ رمیت» است که پیامبر اکرم (ص) در جنگ، تیر افکند اما خداوند متعال فرمود: «تو نیفکندی وقتی افکندی، بلکه خدا افکند.» این آیه، الگوی کامل فنای بنده در حق است، جایی که فاعل ظاهری وجود دارد اما فاعل حقیقی، خداست. عمل به دست بنده است، اما قدرت و اراده از حق. این پارادوکس، زبان عرفان است که برای بیان حقایقی ورای درک عادی بشر به کار می‌رود؛ حقایقی که در عالم ماده متناقض می‌نمایند اما در مراتب بالاتر وجود، هم‌آغوش یکدیگرند.

بنابراین، این بیت فراتر از یک بحث فقهی، یک دستورالعمل سلوکی است. مولانا با استفاده از استعاره‌های حقوقی، از ما می‌خواهد که در هر کاری، نیت و عاملیت خود را بررسی کنیم. اگر عمل ما صرفاً از «من» برخیزد، ما مسئول کامل عواقب آنیم. اما اگر از «منِ تهی‌شده» یا «فانی در حق» سر بزند، آن عمل در حقیقت فعل الهی است و ما از بار مسئولیت شخصی آن ایمن می‌شویم. این اوج توکل است؛ یعنی بنده آنچنان خالی از خود شود و پر از حق که فعل او فعل حق شود. این غایت «فقر» عارفانه است که مولانا مثنوی خود را «دکان فقر» می‌داند، نه «دکان فقه».

نکات کلیدی

  • مسئولیت پیامدهای عمل بر عهدهٔ فاعل آن است، به‌ویژه اگر عمل برای «خودی» باشد.
  • مولانا از تمثیلات فقهی برای تبیین مفاهیم عمیق عرفانی «خودی» و «بی‌خودی» استفاده می‌کند.
  • تفاوت حیاتی میان عملی که از سر «خودی» و منفعت شخصی انجام می‌شود و عملی که با «بی‌خودی» و به‌عنوان ابزار حق صورت می‌گیرد.
  • آیه «ما رمیت اذ رمیت» الگوی کامل فنای بنده در حق است، جایی که فاعل ظاهری وجود دارد اما فاعل حقیقی، خداست.
  • هدف نهایی، رها شدن از «خودی» و فانی شدن در حق است تا اعمال انسان، فعل الهی گردند و از بار مسئولیت شخصی رهایی یابد.
  • مثنوی «دکان فقر» است و مسائل فقهی صرفاً ابزاری برای بیان حقایق معنوی‌اند.

Sources: d6-s32 · 54:48 d6-s32 · 57:52 d6-s32 · 01:04:36 d6-s32 · 01:08:00 d6-s32 · 01:11:56

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.