لوستل دفتر ۶ قال النبی علیه السلام ان الله تعالی یلقن الحکمة علی لسان الواعظین بقدر همم المستمعین بيت ۱۶۵۹

M6:1659 — ور نبودی دیده‌های صنع‌بین / نه فلک گشتی نه خندیدی زمین

ور نبودی دیده‌های صنع‌بیننه فلک گشتی نه خندیدی زمین
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1659

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگر دیدگانِ بیننده و درک‌کنندهٔ صنع الهی وجود نداشتند، نه افلاک به گردش خود ادامه می‌دادند و نه زمین شکوفا می‌شد و می‌خندید. معنا: این بیت بیان می‌کند که چرخش کائنات و جلوه‌های زیبای زمین برای انسانِ بصیر آفریده شده‌اند؛ گویی معنا و حیات جهان به ادراک و فهم عمیق ما وابسته است.

شرح

این بیتِ بلند مولانا، حکایت از جایگاه یگانه و ممتاز انسان در آفرینش دارد؛ جایگاهی که بسیاری از ما از آن غافلیم. مولانا می‌خواهد بگوید که کائنات، این پهنهٔ وسیع و شگفت‌انگیز، بی بیننده‌ای بصیر و دلی آگاه، گویی ناقص است و بی‌معنا. این نکته را می‌توانم با مثالی که خود مولانا در همین سیاق آورده، روشن کنم: همان‌طور که گرمی و شور یک معلم از شاگردان مشتاق و باهوش برمی‌آید، و چنگ‌نوازی که گوشی نیابد، سازش باری بر دوشش می‌شود، آفرینش نیز برای دیدگانی است که آن را می‌فهمند و قدر می‌نهند. پروردگار که هیچ‌گاه کار عبث نمی‌کند، این جهان را برای هوش و دل آفریده است؛ برای کسانی که می‌توانند بشارت‌ها و انذارهای آن را دریافت کنند.

من قویاً معتقدم که منظور مولانا از «دیده‌های صنع‌بین» صرفاً دیدگان جسمانی نیست، بلکه «دیده‌های عقل» و بصیرت درونی است؛ هوش و دلی که قادر به مشاهدهٔ دستِ صانع در هر پدیده است. اگر این درک و بینش نبود، نه افلاک می‌گشتند (به گردش خود ادامه می‌دادند و هدفی از آن نبود)، نه زمین با شکوفایی خود «می‌خندید» و بهار می‌شد. لبخند زمین و گردش افلاک، برای کسانی است که عمق و معنای آن را درمی‌یابند.

در اینجا مولانا به حدیث قدسی معروف «لولاک لما خلقت الافلاک» (اگر تو نبودی، افلاک را نمی‌آفریدم) اشاره می‌کند. البته این حدیث به احتمال قوی جعلی است و من نیز در مباحث دیگر بدان اشاره کرده‌ام، اما مولانا اینجا تفسیری بی‌بدیل از آن ارائه می‌دهد. او این «دم لولاک» را نه به معنای وابستگی خلقت به وجود فیزیکی یک شخص، بلکه به معنای وابستگی آن به وجود یک «چشم تیز» و «نظار» تفسیر می‌کند. به این معنا که خداوند افلاک را آفرید، زیرا کسی در این عالم وجود داشت و می‌توانست راز خلقت را درک کند؛ وجودی که تواناییِ بصیرت و مشاهدهٔ صنع الهی را دارا بود. این، جایگاه والای انسان را در هستی نشان می‌دهد؛ انسان محور نیست، اما فهمندهٔ محور است.

متأسفانه بسیاری از مردم، آن‌طور که مولانا اشاره می‌کند، «پروای عشق صنع حق» را ندارند. «عامه را از عشق هم‌خوابه و طبق / کی بود پروای عشق صنع حق». آنان غرق در لذات مادی و نفسانی‌اند و از تأمل در صنع الهی و رازهای خلقت بی‌خبر. از این رو، آسمان و زمین برایشان بی‌معنا و بی‌راز است. این بیت دعوت ماست به بیداریِ آن «دیده‌های صنع‌بین» و صعود به «مرتبت بلند» انسانی خویش.

نکات کلیدی

  • معنای کائنات و گردش آن، به ادراک و فهم انسان بصیر وابسته است.
  • «دیده‌های صنع‌بین» اشاره به بصیرت عقلی و قلبی دارد، نه صرفاً دیدن با چشم سر.
  • وجود انسانِ درک‌کننده، به آفرینش هدف و شکوه می‌بخشد؛ خداوند کار عبث نمی‌کند.
  • مولانا حدیث «لولاک» را به گونه‌ای تفسیر می‌کند که دلالت بر مرتبت والا و فهمندهٔ انسان دارد.
  • غفلت از «صنع حق»، سبب می‌شود که جهان برای بسیاری بی‌معنا و بی‌راز بماند.

Sources: d6-s37 · 00:33:25 d6-s37 · 00:37:27 d6-s37 · 00:40:40 d6-s37 · 00:42:28 d6-s37 · 00:44:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.