لوستل دفتر ۶ قال النبی علیه السلام ان الله تعالی یلقن الحکمة علی لسان الواعظین بقدر همم المستمعین بيت ۱۶۶۵

M6:1665 — اندر آن هنگامه ترکی از خطا / سخت طیره شد ز کشف آن غطا

اندر آن هنگامه ترکی از خطاسخت طیره شد ز کشف آن غطا
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1665

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: در آن میان، ترکی از خطای دور، سخت خشمگین شد ز آشکار شدن آن رازها و پرده‌ها. معنا: یک ترک از شهر خطا از اینکه رازهای ناگفته‌ی خیاطان برملا می‌شد، بسیار برافروخته و عصبانی گشت.

شرح

این بیت، از داستان آن سخنگوی شیرین‌لب می‌آید که مشغول بازگو کردن ترفندها و حیله‌های خیاطان بود. مولانا در اینجا حال ترکی را به تصویر می‌کشد که از شهر «خطا» – نام شهری در شمال چین که در ادب فارسی به داشتن خوب‌رویان شهرت داشته، گرچه من خود آنجا گشته‌ام و اثری نیافته‌ام! – برخاسته و با شنیدن این افشاگری‌ها «سخت طیره شد». «طیره شدن» یعنی برافروخته شدن، خشمگین گشتن. چه چیزی او را خشمگین کرد؟ «کشف آن غطا»، یعنی برملا شدن آن پرده‌ها و رازها. گویا این ترک یا خود خیاط بود یا آنقدر با آنها احساس نزدیکی می‌کرد که این افشای اسرار حرفه‌ای را تعرضی به خود می‌دید.

اما مولانا از این ماجرا یک نکته‌ی عمیق‌تر و الهیاتی بیرون می‌کشد. او می‌گوید شب، آن قصه‌گو همانند «روز رستخیز» در حال افشای رازها بود. این تعبیر بسیار معنادار است، زیرا قرآن نیز در وصف قیامت می‌فرماید: «یوم تبلی السرائر»، یعنی روزی که رازها برملا می‌شوند. مولانا با یک تشبیه شگرف، نمونه‌ای از این «محشر» را در همین دنیا به ما نشان می‌دهد: «هر کجا آیی تو در جنگی فراز / بینی آنجا دو عدد در کشف راز / آن زمان را محشر مذکور دان.» یعنی هر جا دیدی دو نفر با هم به نزاع برخاسته‌اند و مشغول افشای بدی‌ها و عیوب پنهان یکدیگرند، بدان که در آنجا یک «محشر» برپا شده است. همانطور که در قیامت «صور» دمیده می‌شود و رازها آشکار می‌گردند، «آن گلوی رازگو را سور دان»؛ گویی گلوی این قصه‌گو یا آنکه در نزاع رازفشانی می‌کند، شیپور اسرافیل است که اعلام قیامت می‌کند.

این اتفاقات تصادفی نیست. به باور مولانا، «خدا اسباب خشمی ساخته است» و خواسته که این فضاحت‌ها به کوی و برزن افکنده شود. اینجاست که صفت دوگانه‌ی خداوند آشکار می‌شود. حق تعالی خود «ستارالعیوب» است و پرده‌پوش گناهان بندگان. اما این ستر تا جایی است. اگر بنده از حد بگذرد، «لیک چون از حد بری غماز اوست». همان خدای پرده‌پوش، به «غماز» (خبرچین و افشاگر) بدل می‌شود. مولانا در جای دیگری هشدار می‌دهد: «چون خدا خواهد که پرده کس درد / میلش اندر طعنه پاکان برد». یعنی اگر خداوند بخواهد پرده از کار کسی بردارد، او را به عیب‌جویی و طعنه زدن به پاکان وامی‌دارد و همین سبب می‌شود که رسوایی خودش نیز آشکار شود. این ترک نیز، از قضا، در معرض همین افشاگری قرار گرفته و خشم او از آن روست که پرده‌ی پنداری‌اش کنار رفته است.

نکات کلیدی

  • خشم ترک نمادی از ناراحتی درونی از افشای رازهایی است که شخص خود را با آن شریک می‌داند.
  • افشای رازها در این دنیا نمونه‌ای از «یوم تبلی السرائر» (روز برملا شدن رازها) در قیامت است.
  • نزاع و جدل، غالباً بستر برملا شدن عیوب و رازهای پنهان می‌شود؛ آن را یک محشر کوچک بشمار.
  • خداوند «ستارالعیوب» است، اما اگر بنده از حد بگذرد، همان پرده‌پوش به «غماز» (افشاگر) تبدیل می‌شود.
  • خشم و عصبانیت در مواجهه با افشاگری، نشانه‌ی مقاومت در برابر واقعیتی است که می‌بایست پنهان می‌ماند.

Sources: d6-s37 · 00:47:11 d6-s37 · 00:48:40 d6-s37 · 00:50:30 d6-s37 · 00:51:50 d6-s37 · 00:52:50 d6-s37 · 00:54:15

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.